برگردان به زبان ساده
درآمد از درِ من دوش هاتفی سر مست
صبوحیانه گرفته صراحی یی در دست
هوش مصنوعی: دیشب صدایی از در خانه من شنیدم، مانند فردی که سرمست و شاداب است و در دستش جام شرابی دارد.
دلِ ضعیف من اوّل چو واله ای مدهوش
ز هول و هیبت آن امتحان ز جای بجست
هوش مصنوعی: دل ضعیف من در ابتدا مانند شخصی شگفتزده و گیج از ترس و هیبت آن آزمایش به شدت ترسید و به گوشهای فرار کرد.
سجود کردم و چندان به خاک غلتیدم
که هم چو خاک شدم پیشِ آستانش پست
هوش مصنوعی: به خاک افتادم و چنان به عبودیت و سجود پرداختم که در برابر او و مقامش به شدتی فروتنی کردم که خودم نیز مانند خاک درآمدم و در زیر پاهایش پست شدم.
نهفته زمزمه یی خوش به زیرِ لب می کرد
به چشمِ من زبر جامه خواب من بنشست
هوش مصنوعی: صدای آرام و دلنشینی به آرامی زیر لب بر زمین میخورد و در خواب من، با نگاهی خاص و نامرئی در زیر لایههای خوابم جا گرفت.
غذایِ روح فرو ریخت در پیاله و گفت
همین بود چه دگر نوش کن شراب الست
هوش مصنوعی: غذای روح در پیاله ریخته شد و گفت همین کافی است، دیگر از شراب الست بنوش.
به دوست کامی جامی دو بر سرم پیمود
از آن سپس که به الزام توبه ام بشکست
هوش مصنوعی: به خاطر دوستی، جامی نوشیدم و از آن لحظهای که به خاطر شرط و قانون، عهد خود را شکست.
نهاد بر دلِ من دست و گفت با خویش آی
که با تو مارا صد گونه مصلحت ها هست
هوش مصنوعی: دست بر دل من گذاشت و با خود گفت که ببیند چه تدبیرهایی برای من وجود دارد.
دگر به کون و مکان هیچ التفات مکن
ز غیر ما ببُرد هر که او به ما پیوست
هوش مصنوعی: به هیچ چیز دیگر توجه نکن و تنها به ما فکر کن؛ هر کسی که به ما نزدیک شده، از سایر امور بینیاز شده است.
معیّن است و مبرهن که هر وجود که او
به ما رسید ز حالاتِ مستعار برست
هوش مصنوعی: واضح و روشن است که هر چیزی که به ما میرسد، از حالتهای غیر واقعی و موقتی جدا شده و به حقیقت خود نزدیکتر است.
نزاریا به تولّایِ ما تبّرا کن
ز کاینات و دگر خود مباش و خود مپرست
هوش مصنوعی: به ناز و زیبایی ما اعتنا کن و از دنیا و هر آنچه در آن است دوری گزین و به خودت توجه نکن و خود را نپرست.
اگر وساوسِ شیطان گذر کند باید
سبک به قوّت لاحول راهِ دیو ببست
هوش مصنوعی: اگر افکار و وسوسههای شیطانی به ذهن انسان خطور کند، باید با قوت و ارادهی خود به مقابله با آنها بپردازد و راه نفوذ شیطان را ببندد.