برگردان به زبان ساده
خوشا وقتِ دیوانگانِ الست
که بی دل دلیرند و بی باده مست
هوش مصنوعی: چه وقت خوبی برای دیوانگان است که بدون داشتن دل، شجاع و بینوشیدنی نیز سرمست هستند.
بهشت و جهنّم زده پشتِ پای
ز دنیا و دین کرده کوتاه دست
هوش مصنوعی: بهشت و جهنم پشت سر گذاشته شدهاند و فرد از دنیا و دین خود دست کشیده و آنها را رها کرده است.
ز اضداد توحید صورت مبند
که این رشته دیرست کز هم گسست
هوش مصنوعی: از تضادها و Duality در یکپارچگی و توحید پرهیز کن، چرا که این پیوستگی و ارتباط قدیمی است و نمیتوان آن را از هم جدا کرد.
ز پیوندِ مبداست این اتّصال
که آن جا جدا شد عسل از کبست
هوش مصنوعی: این ارتباط ناشی از پیوندی است که در اصل وجود دارد، زیرا در نقطهای خاص، عسل از آنگاه که به زنبور تعلق دارد، جدا میشود.
در ابداع از آن جا که نیک است و بد
بلندش همان قدر دارد که پست
هوش مصنوعی: در خلاقیت و ابتکار، خوب و بد هر دو در یک سطح وجود دارند و ارزش آنها به یک اندازه است.
از آن جا که معشوق و عاشق یکی ست
برون آمد از جان و در جان نشست
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه معشوق و عاشق در حقیقت یکی هستند، عاشق از وجود خود بیرون میآید و در وجود معشوق جای میگیرد.
اگر تو برون رفتی از خویشتن
جزو منگر ای یار تا هیچ هست
هوش مصنوعی: اگر تو از خودت خارج شوی و به دیگران نگاه نکنی، ای دوست، هیچ چیز نخواهد ماند.
مقاماتِ تو سدرة المنتهاست
چه باشی درین خاک دان پای بست
هوش مصنوعی: مقام و موقعیت تو به بالاترین حد و مقام رسیده است؛ هرچند که در این زمین و خاک بهظاهر در محدودیت هستی.
دل هر که با عشق پیوند یافت
ز بیغارۀ عقل باری برست
هوش مصنوعی: دل هر کسی که به عشق مرتبط شد، به دور از مشکلات عقل آزاد گشته است.
خنک آن برافکنده بنیادِ خویش
که یک باره از کفر و دین برشکست
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که بدون توجه به عقاید و مذهب خود، به یکباره از هر دو طرف فاصله گرفت و پایههای خود را محکم کرد.
نمود اوّل و باز در پرده شد
نزاری از آن روی شد بت پرست
هوش مصنوعی: در ابتدا نمایان شد، اما دوباره در پشت پرده پنهان گردید. از آن طرف، نزار، بتپرست شد.