برگردان به زبان ساده
در کویِ خرابات کسی را که نیازست
هشیاری و مستیش همه عین نمازست
هوش مصنوعی: در جایی که مشروبات الکلی مصرف میشود، فردی که در جستوجوی کمک است، بیخبری و شادابیاش ارزش و اهمیت بالایی دارد و مانند یک عبادت به شمار میرود.
آن جا نپذیرند نماز و ورع و زهد
آنچ از تو پذیرند درین کوی نیازست
هوش مصنوعی: در آن مکان، نماز و پرهیزکاری و زهد تو را نمیپذیرند، اما آنچه در این کوی طلب و نیاز از تو میپذیرند، چیز دیگری است.
تا مستیِ رندانِ خرابات بدیدم
دیدم به حقیقت که جزین جمله مجازست
هوش مصنوعی: وقتی که مستی و حال و هوای نیکوکاران را در خراباتی دیدم، فهمیدم که همه چیز غیر از این لحظات زیبا، تنها یک توهم و ردپاست.
اسرارِ خرابات به جز مست نداند
هش یار چه داند که درین کوی چه رازست
هوش مصنوعی: فقط افراد مست و مدهوش میدانند که در این میخانهها چه اسراری وجود دارد؛ دیگران حتی یار و دوستان هم نمیدانند در این مسیر چه رازهایی نهفته است.
خواهی که درونِ حرمِ عشق خرامی
در می کده بنشین که رهِ کعبه درازست
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در دنیای عشق و محبت حضور داشته باشی و در آن به آرامش برسی، بهتر است به جای سختی و مسیرهای طولانی، به سادگی در جایی مانند میکده بنشینی که آنجا به راحتی میتوانی به لذتها و شادیها دست یابی.
از می کده ها نالۀ جان سوز برآمد
در زمزمۀ عشق ندانم که چه سازست
هوش مصنوعی: از میخانهها صدای جانسوزی به گوش میرسد که در زندهدل عاشق نمیدانم چه نغمهای میخواند.
در زلفِ بتان تا چه فریب است که پیوست
محمود پریشانِ سرِ زلفِ ایازست
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت زلفهای محبوبان چقدر فریبنده است، چرا که حتی محمود، که همواره در حالتی پریشان و سردرگم به سر میبرد، تحت تأثیر این زلفها و عشق ایاز قرار گرفته است.
زان شعله که از روی بت حسن برافروخت
جانِ همه مشتاقان در سوز و گدازست
هوش مصنوعی: شعلهای که از زیبایی روی بت حسن به وجود آمده، جان همه عاشقان را در آتش و در سوز و گداز نگه داشته است.
هان تا ننهی پای درین راه به بازی
زیرا که درین راه بسی شیب و فرازست
هوش مصنوعی: به یاد داشته باش که قبل از شروع سفر یا پذیرش چالشی، ابتدا خوب فکر کن؛ زیرا در این مسیر موانع و دشواریهای زیادی وجود دارد که ممکن است با آنها روبرو شوی.
چون بر درِ می خانه مرا راه ندادند
رفتم به درِ صومعه دیدم که فرازست
هوش مصنوعی: وقتی به درِ میخانه رفتنم و اجازه ورود نیافتم، به درِ صومعه رفتم و دیدم که آنجا هم اوضاع خوبی نیست.
آواز ز می خانه بر آمد که نزاری
درباز تو خود را که درِ می کده بازست
هوش مصنوعی: آوای دلنشینی از میخانه به گوش میرسد که میگوید: ای نزار! تو به خودت نگاه کن، درِ میکده برای تو باز است.