برگردان به زبان ساده
ز من مپرس که شب چند رفت و کی روزست
که را بود خبر از خود که در چنین سوزست
هوش مصنوعی: از من نپرس که شب چند ساعت گذشته و روز کی خواهد شد، زیرا کسی از حال خود باخبر نیست وقتی که در این چنین حال و درد و سوز هستیم.
دو چشمِ مردم اگر خیره در جمال تو ماند
عجب مدار که خورشیدِ عالم افروزست
هوش مصنوعی: اگر مردم به زیبایی تو خیره شدهاند، تعجب نکن چون تو همچون خورشید، روشنیبخش و دلفریب هستی.
نشانِ ماه بود عید دیگران و مرا
نظر به روی تو هر بامداد نوروزست
هوش مصنوعی: در روزهای festivity دیگران، برای من هر صبح که به چهره تو نگاه میکنم، مثل عید و جشن نوروز است.
چو از کمانِ تو باشد سپر نمی خواهم
به پیش تیرت اگر ناوک جگر دوزست
هوش مصنوعی: وقتی که سپر من از تیرکمان تو باشد، دیگر به پیش تیرت نیازی ندارم، حتی اگر تیر تو دردناک و کشنده باشد.
بده که دست کشِ جام شوق هش یارست
بزن که کشتۀ شمشیر عشق پیروزست
هوش مصنوعی: به من اجازه بده تا با شوق و عشق به یارم بپردازم، زیرا آنکه به عشق میجنگد، در نهایت پیروز خواهد شد.
برو نزاری و سر در سرِ ارادت کن
اگر پدر به تو گوید مکن بدآموزست
هوش مصنوعی: به سراغ کسی برو که به او علاقهمند هستی و تمام تلاش خود را در آن جهت انجام بده، حتی اگر پدر به تو بگوید که این کار را نکن، زیرا این توصیه میتواند به نفع تو نباشد.