برگردان به زبان ساده
گر رقیبش دشمن جان است رضوان من است
ورهمه مالک بود در راه او جان من است
هوش مصنوعی: اگر رقیبش دشمن جان من باشد، با این حال بهشت من است. و اگر همه مالکان دنیا هم در این مسیر وجود داشته باشند، هنوز جان من برای اوست.
آب حیوانی کزو شد زنده ی جاوید خضر
گر زمن پرسند خاک کوی جانان من است
هوش مصنوعی: آب حیات که به واسطه آن زندگی جاودانه کسب میشود، خاصیتی دارد. اگر از من بپرسند که من کجا هستم، میگویم که خاک زادگاه و محل محبوب من است.
من چه غم دارم اگر بر چشم اهل روزگار
ترک نام و ننگ دشوار است آسان من است
هوش مصنوعی: من چه نگرانی دارم اگر مردم زمانه درباره من خوب یا بد قضاوت کنند، برای من این موضوع مهم نیست و راحت میگذرد.
از بهشت و دوزخ ار خواهی نشانی ای پری
روزهای وصلت و شب های هجران من است
هوش مصنوعی: اگر بخواهی نشانهای از بهشت و دوزخ بدست آوری، میتوانی روزهای عاشقانه و شبهای جدایی من را مشاهده کنی.
مذهب من نیست بودن قابل زهد و ورع
پند دانشمند ننیوشم که نادان من است
هوش مصنوعی: من به دنبال زهد و پرهیزکاری نیستم؛ زیرا نصیحت آگاهان را نمیپذیریم و نادانی را برای خودم میدانم.
کفر مطلق نیست می گویند جز در زلف دوست
حلقه ای زآن زلف میخواهم که ایمان من است
هوش مصنوعی: ایمان واقعی من تنها در زلف دوست نهفته است و به جز آن، هیچ چیزی را کفر نمیدانم. من فقط یک حلقه از این زلف را میخواهم که نشاندهنده ایمان من باشد.
نیست در فرمان من دانی که دل در اصل نیست
چون کنم دعوی که دل در تحت فرمان من است
هوش مصنوعی: دل در واقع تحت کنترل من نیست. چطور میتوانم ادعا کنم که احساساتم در اختیار من است، در حالی که آنها از اساس آزاد و مستقل هستند؟
درد دارم درد آه از درددل ای دوست دوست
چون کنم هم دردی درد تو درمان من است
هوش مصنوعی: من از درد و ناراحتی رنج میبرم و به تو میگویم، ای دوست، چگونه میتوانم با تو همدردی کنم؟ درد تو همان درمان من است.
مطربی دیگر ندارم در تماشا گاه وصل
زاری مسکین نزاری صوت و الحان من است
هوش مصنوعی: دیگر موسیقیدان و هنرمندی برایم وجود ندارد که در مکان وصال حاضر باشد. صدای من، با نغمههایش، تنها نوای درد و غم من است.