برگردان به زبان ساده
روزگاریست که در خاطرم آشوب فلان است
روزگارم چو سر زلف پریشانش از آن است
هوش مصنوعی: این روزها در ذهن من بینظمی و آشفتگی زیادی حاکم است، گویی وضعیتی دارم که مانند موهای درهم و برهم اوست.
در همه شهر چو افسانه بگفتند زن و مرد
قصه ی ما و برانیم که از خلق نهان است
هوش مصنوعی: در تمامی شهر، داستان ما را به عنوان یک افسانه نقل کردهاند و بر این باورند که این روایت از دید مردم پنهان مانده است.
هم چنان بر عقب روی نکو می رود م دل
گر همی خواهد وگرنه چه کند موی کشان است
هوش مصنوعی: او همچنان به عقب میرود و دلش میخواهد در مسیر خوبی پیش برود، اما اگر این طور نشود، چه کار میتواند بکند؟ او ناخودآگاه در حال عقبنشینی است و گویی در حال کشیده شدن به عقب است.
آدمی را نبود چاره ز یاری متناسب
وانکه بی اهل دلی می گذراند حیوان است
هوش مصنوعی: انسان بدون برقراری ارتباط با دیگران نمیتواند زندگی مناسبی داشته باشد و کسی که بدون همدلی و ارتباط عمیق با دیگران زندگی کند، شبیه به یک حیوان است.
دیگران در طلب مال جهان اسب جهالت
می جهانند و مرا دوست به از هردو جهان است
هوش مصنوعی: دیگران برای کسب مال و دنیا به دنبال آن هستند و همچنان در نادانی سیر میکنند، اما برای من دوستی که دارم، از همه ثروتهای دنیا ارزشمندتر است.
ما همانیم که بودیم ز یادت به ارادت
یار مشکل همه این است که با ما نه همان است
هوش مصنوعی: ما همان افرادی هستیم که همیشه بودیم و هنوز هم در یاد و محبت معشوق باقیماندهایم. اما مشکل اینجاست که وضعیت ما با او دیگر همانند گذشته نیست.
گنه از جانب ما می نهد و می شکند عهد
هرچه فرماید اگر چه نه چنان است چنان است
هوش مصنوعی: ما به دلیل اشتباهات خود، عهدی را که بستهایم، میشکنیم و اگرچه آنچه که گفته میشود ممکن است نادرست باشد، اما واقعیت همین است.
حاکم است ار بکشد ار بزند یا بنوازد
چه کنم بر سر مملوک خودش حکم روان است
هوش مصنوعی: اگر حاکم بخواهد، میتواند هر کاری که میخواهد با مملوک خود انجام دهد، چه بکشد، چه بزند یا چه نوازش کند. من چه میتوانم در این وضعیت بکنم؟ این وضعیت دلیلی بر قدرت و اختیار اوست.
داد خواهانم اگر کشته بر آرند به کویش
قاتلم را به اشارت بنمایم که فلان است
هوش مصنوعی: اگر کسانی که حقم را طلب میکنند، مرا بکشند، به محض اینکه به کوی محبوبم برسم، میتوانم قاتلم را با اشاره معرفی کنم و بگویم که او همان است.
جهد کردیم که یاری به کف آوریم و به رویش
عمر خوش می گذرانیم که دنیا گذران است
هوش مصنوعی: ما تلاش کردیم تا دوستی را به دست آوریم و وقت خود را با خوشی بگذرانیم، زیرا این دنیا گذراست و دوام ندارد.
خود قضا را به کسی باز فتادیم که او را
غم ما کم تر از آن است که مارا غم جان است
هوش مصنوعی: ما سرنوشت خود را به کسی سپردیم که نگرانی او از مشکلات ما کمتر از آن است که ما نگران زندگی خود هستیم.
می رود غافل واز پس نکند یار نگاهی
که نزاری ز پی اش گریه کنان نعره زنان جامه درآن است
هوش مصنوعی: میرود و بیخبر است از اینکه یار به او نگاهی نمیاندازد. در حالی که او به شدت از دوری یار ناراحت است و با سر و صدای فراوان، به علامت درد و اندوه، لباسش را چاک میزند.