برگردان به زبان ساده
یارب آن را که ز ما نیست خبر هیچ غم است
که بر آتش دلم از عارضه ی آن صنم است
هوش مصنوعی: ای خدا، آن کسی که از حال ما بیخبر است، هیچ غم ندارد، ولی من از درد و رنجی که از بودن آن معشوق به دل دارم، دچار آتش سوزان هستم.
صحتش باد خدایا که دریغ است به رنج
نازنینی که چو او در همه آفاق کم است
هوش مصنوعی: خدایا، نگهدار این حقیقت را، چرا که افسوس است برای رنجی که دختری نازنین مثل او در همه جغرافیا کم پیدا میشود.
محرمی نیست که از من ببرد مکتوبی
پیش آن روضه که آن حور بهشتی حرم است
هوش مصنوعی: به مناسبت عاطفی و خاصی که در قلبم دارم، هیچ کسی نیست که نامهای از طرف من به آن مکان مقدس ببرد؛ جایی که آن دختران بهشتی در آنجا حضور دارند.
قصه ی درد جدایی به که گویم کو یار
هر که را دست گرفتم به وفا بی قدم است
هوش مصنوعی: من در داستان درد جدایی چه کسی را پیدا کنم که مانند یارم باشد. هر کسی را که در وفا دست گرفتم، در حقیقت بیپایه و اساس است.
هر که در حال چنین واقعه مسکینی را
دست گیرد که منم غایت لطف و کرم است
هوش مصنوعی: هر کس در چنین وضعیتی به یک مسکین دست یاری بدهد، نشاندهندهی بالاترین نوع محبت و سخاوت است.
هم مگر سوخته داند که ز افسرده دلان
بر جگر سوختگان تا به چه غایت ستم است
هوش مصنوعی: آیا کسی که خود سوخته است میتواند درک کند که چقدر بر دلهای افسرده و زخمخورده ستم میشود؟
عالمی از سخن عشق در آسایش و ذوق
فارغ از عاشق بیچاره که در چه الم است
هوش مصنوعی: در دنیای پر از عشق، بعضی از افراد مشغول گفتگو و لذتبردن از زندگی هستند، در حالی که عشقباز بدبختی درگیر درد و رنج خود است.
عشق فرهاد ستم دیده درعالم انداخت
شور شیرینی شیرین که به عالم علم است
هوش مصنوعی: عشق فرهاد، که جانش را به خاطر آن به درد آورده، سر و صدای شادی و خوشی را در جهان به راه انداخته، شوری به وجود آورده که به علم و دانش نیز ارج مینهد.
گر بهشت است در ایام جدایی خوش نیست
هر کجا دوست بود بادیه باغ ارم است
هوش مصنوعی: اگر در ایام جدایی بهشت هم داشته باشیم، خوشایند نخواهد بود؛ زیرا هر کجا که دوست نباشد، آنجا مانند بیابان است و جایگاه خوشبختی نیست.
ای نزاری طمع از وصل مبر واثق باش
روز هجران و شب وصل در این ره به هم است
هوش مصنوعی: ای نزار، امیدی به وصال نداشته باش و مطمئن باش که روزهای جدایی و شبهای وصال در این مسیر به هم پیوستهاند.