برگردان به زبان ساده
ره عاشقان سپردن نه به پای عقل عام است
همه عاقلان چو مرغ اند و طریق عشق دام است
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، سپردن خود به عقل عمومی معنایی ندارد؛ زیرا همهی عاقلان مانند پرندگانی هستند که در دام عشق گرفتار آمدهاند.
همه علم ها فرو خوان و بر من آی تا من
بنشانمت به حجت که تمام ناتمام است
هوش مصنوعی: تمام دانشها را به جان بخر و به سوی من بیا تا من با دلیل و برهان تو را در مکان امنی قرار دهم که همه چیز در آن کامل و بینقص است.
تو به هر عمامه پوشی که قدم نهاد پیشت
پس او درایستادی به نماز کاین امام است
هوش مصنوعی: هر کسی که بر تو میگذرد و به تو احترام میگذارد، به خاطر مقام و منزلت توست، زیرا تو به عنوان یک امام مورد احترام هستی و دیگران به تو اقتدا میکنند.
نفسی جهان نباشد ز امام وقت خالی
بمرنج اگر برنجی چه کنم نص کلام است
هوش مصنوعی: وجود من بدون امام زمان بیمعناست. پس اگر دلخور شدی، نگران نباش، چون این سخن جزو نصوص و فرمایشات است.
تو امام وقت خود را به یقین اگر ندانی
به یقین بدان که بر تو سر و مال و زن حرام است
هوش مصنوعی: اگر به درستی نشناسی امام زمانت را، باید بدانی که ازدواج، اموال و جانت بر تو حرام است.
بفروشم آن امامت ز برای نقل مستان
که عمامه بر سر او گرو شراب و جام است
هوش مصنوعی: من آن رهبری و امامتی را میفروشم که به خاطر مستان، عمامه بر سر او به نشانه مشروبات و جامهای شراب است.
چو امام تو دو باشد به جواب من چه گویی
اگر از تو بازپرسم که امام تو کدام است
هوش مصنوعی: اگر دو امام داشته باشی، وقتی از تو بپرسم که امام تو کدام یک است، پاسخ تو چه خواهد بود؟
به جمال دوست گر تو به بهشت بازمانی
مخور آب حوض کوثر که چو خون من حرام است
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی محبوبم دسترسی داشتی و در بهشت میموندی، از آب حوض کوثر نخور، چون مثل خون من حرام است.
کم ننگ و نام گفتم که حجاب راه من شد
همه ترس و بیم مردم ز برای ننگ و نام است
هوش مصنوعی: من به خاطر ترس از ننگ و نام، کمتر از خودم و شخصیتام صحبت کردم؛ در واقع، نگرانی و هراسانی دیگران به خاطر همین ننگ و نام، مانع پیشرفت من شد.
همه مفتیان عالم بدهند خط فتوی
ک نزاری مخمّر بترینِ خاص و عام است
هوش مصنوعی: همه علمای دین نظر خود را بدهند که نزار، محبوبترین و محبوبترین فرد در میان خاص و عام است.
نه ز کشتنم هراسی نه ز سوختن غباری
غم ریش کس ندارم که بروت جمله عام است
هوش مصنوعی: من از کشتن ترسی ندارم و از سوختن هم غمی نمیکنم، زیرا کسی را در دل ندارم که به خاطرش تحمل درد کنم و این حالتی که دارم برای همه عادی است.