برگردان به زبان ساده
مرا بی باده مستی بر دوام است
ز جایی دیگرم در سر مدام است
هوش مصنوعی: من بدون شراب همواره در حالت مستی قرار دارم، زیرا چیزی در من وجود دارد که همیشه مرا به این حالت میکشاند.
اگر عاشق به می مست است هیهات
هنوزش گر بجوشانند خام است
هوش مصنوعی: عاشق اگرچه در حال نوشیدن می و مستی است، اما هنوز هم اگر او را به جوش بیاورند، ناپختگی و خامی در او وجود دارد.
مرا باری ز ساقی هوش رفته ست
خنک او را که پروایش به جام است
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و جذابیت ساقی، هوش و حواسم را از دست دادهام. خوشا به حال او که در جام خمری غرق است و از این حال من بیخبر است.
کسی را دوست میدارم که نه می
که گر آبی خورم بی او حرام است
هوش مصنوعی: من کسی را دوست دارم که اگر بدون او آبی بنوشم، آن آب برایم حرام است.
به ناکام از چه هجرت کردم از دوست
هنوزم بوی وصل اندر مشام است
هوش مصنوعی: من از دوستی که به ناکامی انجامید، چه دلایل و تصمیمهایی را داشتم؟ با این حال، هنوز هم بویی از وصال و نزدیکی او در هوای من هست.
چه میگویم که درعین وصالش
اگر من نیستم دل هست کام است
هوش مصنوعی: چه تفاوتی دارد که من دربارهی وصالش صحبت کنم؟ زیرا حتی اگر خودم نباشم، دل و احساساتم هنوز درگیر او هستند و لذتی که از این عشق میبرم، همچنان وجود دارد.
حجاب عاشقان زندان نفس است
که روزی چندشان در وی مقام است
هوش مصنوعی: عشق برای عاشقان مانند یک زندان است که آنها مدتی در آن زندگی میکنند و محدودیتهایی برایشان ایجاد میکند.
از آن جا بگذری آری چه گویم
همین مقدار دانا را تمام است
هوش مصنوعی: اگر از آنجا عبور کنی، چه بگویم؟ همین اندازه برای یک انسان دانشمند کافی است.
خوشا اقلیم درویشی که دایم
چو ملک لایزالی بر نظام است
هوش مصنوعی: خوشا سرزمینی که در آن درویشی زندگی میکند، زیرا او همیشه مانند ملک جاودانی مرتب و منظم است.
به همت ملک درویشی گرفتیم
کمال این است و بس دیگر کدام است
هوش مصنوعی: با تلاش و پشتکار واقعی، ما به این کمال و هدف رسیدیم و این تمام چیزی است که مد نظر ما بود؛ دیگر چه چیزی میتواند مهمتر از این باشد؟
فراغت گوشه ایی از عالم عشق
به از ملک سحر تا ملک شام است
هوش مصنوعی: آرامش و آزادی در عشق، به مراتب ارزشمندتر از قدرت و سلطنت در تمام دنیاست.
بنازم جان مستی را که گفته ست
چو عشق آمد چه جای ننگ و نام است
هوش مصنوعی: عشق و حال و هوای مستی آنقدر ارزشمند و شگفتانگیز است که دیگر هیچگونه شرم یا اعتباری مهم نیست.
به جان مشتاق اویم تا شنودم
تو خورشیدی و سلطانت غلام است
هوش مصنوعی: من به شدت مشتاق دیدارت هستم، چراکه میدانم تو همچون خورشیدی درخشان هستی و سلطنت تو به نوعی به خدمتگزاری بستگی دارد.
دلم با من شبی گفت اندرین عهد
همام انصاف را صاحب کلام است
هوش مصنوعی: دل من شبی با من صحبت کرد و گفت که در این زمان، کسانی که اهل کلام و سخن هستند، انصاف را رعایت میکنند.
به دل گفتم مگر کز بدو فطرت
نزاری را تمنای همام است
هوش مصنوعی: به دل خود گفتم آیا ممکن است که از آغاز وجود، کسی آرزوی محبوبی را نداشته باشد؟