برگردان به زبان ساده
نکونامی و بدنامی کدام است
چو عشق آمد چه جای ننگ و نام است
هوش مصنوعی: وقتی عشق در میان باشد، دیگر نام و ننگ چه اهمیتی دارد؟ در این حالت، خوب بودن یا بد بودن از اهمیت کمتری برخوردار است.
نمی ترسیم در عشق از ملامت
ملامت در عقب بالا کلام است
هوش مصنوعی: در عشق از سرزنشها و انتقادات نمیترسیم؛ چرا که این حاشیهها و گفتههای دیگران، تنها در پسزمینه عشق ما قرار دارند و اصلیترین موضوع، خود عشق است.
هم از دل فارغیم اکنون هم از جان
که ما را جز غم جانان حرام است
هوش مصنوعی: ما اکنون از دل و جان بینیازیم، زیرا تنها غم معشوق برای ما حلال است.
در دیوانگی ها برگشادیم
که عقل از بس تمامی ناتمام است
هوش مصنوعی: در حالتی از جنون، افکار و احساسات خود را آزاد کردیم، زیرا میدانیم که عقل و منطق همیشه نمیتوانند تمامی جوانب زندگی را درک کنند و تفسیر کنند.
بسی سودا درین سودا بپختیم
هنوز اندیشه ی این کار خام است
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که ما مدت زیادی است که به فکر این موضوع هستیم و در واقع با آن دست و پنجه نرم کردهایم، اما هنوز هم فکر و ایدهامان درباره این کار خام و ناپخته مانده است.
سر دیوانگی دارم ازین پس
که را با ما هوای این مقام است
هوش مصنوعی: از این پس دیوانگی و جنون مرا بیشتر فرا گرفته است، زیرا که هیچکس نمیتواند با ما در این جایگاه و منزلت برابر شود.
به ترک خواجگی گفتیم و رندیم
اگر چه خواجگی با احتشام است
هوش مصنوعی: ما به ترک زندگی رسمی و موقر اشاره کردیم و به زندگی آزاد و بیپروا روی آوردیم، هرچند که زندگی با وقار و احترام نیز جایگاه خاص خود را دارد.
کسی را خواجه می خوانند بالله
که صد ره کمتر از کمتر غلام است
هوش مصنوعی: کسی که لقب خواجگی دارد، به خدا قسم، از بسیاری از بندگان و غلامان نیز کمتر است.
ز محنت کلبه ی فانی نزاری
به قصری شد که دولت مستدام است
هوش مصنوعی: از درد و رنج یک خانهی پر از مشکل، به قصر و زندگی شاد و مرفهای رسیدم که خوشبختی و کامیابی همیشگی است.