برگردان به زبان ساده
به بالینم فراز آمد میان خواب و بیداری
بتی ماهی نمی دانم سروشی بود پنداری
هوش مصنوعی: در حالی که بین خواب و بیداری قرار داشتم، دختری زیبا سراغم آمد. او را همچون ماه و سرو میدیدم، اما نمیدانستم که آیا او یک خواب بود یا واقعیت.
چو بانگ صبح بشنیدم فرشته صورتی دیدم
چو ماهی بر سر سروی چو شمعی در شب تاری
هوش مصنوعی: وقتی صدای صبح را شنیدم، فرشتهای را دیدم که به زیبایی ماه بر بلندی سرو ایستاده بود، مانند شمعی در تاریکی شب میدرخشید.
فراز طاق جفت چشم خون ریز سیه کارش
کشیده تا بن گوشش خطی پیوسته زنگاری
هوش مصنوعی: در بالای کمان دو چشم تاریک و خونین او، خطی زنگارین به سمت گوشش کشیده شده است.
ز جا برجستم و بی خویشتن در پایش افتادم
شدم از دست و در پایش نهادم سر به صد یاری
هوش مصنوعی: از جا بلند شدم و بیاختیار به پای او افتادم. بهگونهای شدم که از خودم بیخبر بودم و سرم را به نشانهی احترام و ارادت بر پایش گذاشتم.
سرم برداشت از خاک ره و بنواخت بسیارم
که ما هرگز عزیزان را نیندازیم در خواری
هوش مصنوعی: سرم را از زمین بلند کردم و به من محبت و توجه زیادی کرد. او گفت که ما هرگز نباید عزیزان خود را به ذلت و بیاحترامی بیاندازیم.
پیاپی ریخت در حلقم شرابی چند مستانه
کز آن داروی بیهوشی ندارم روی هشیاری
هوش مصنوعی: به طور مداوم شرابی در حلقم ریخته میشود که آنچنان مستم کرده است که دیگر نمیتوانم هوشیار بمانم.
به شب خورشید را دیدن ز دستش باده نوشیدن
محال محض پنداری خیال فاسد انگاری
هوش مصنوعی: در شب نمیتوان خورشید را دید و از دست او شرابی نوشید. این تصور نادرست و خیال باطلی به نظر میرسد.
به چشم ظاهری آنگه جمال غیب کی بینی
توانی دید اگر خود را ز پیش خویش برداری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی زیباییهای نهانی را ببینی، باید آنچه را که در جلوی چشمانت است کنار بگذاری و از خودت فراتر روی.
به دست آوردمش از بس که می گفتم خداوندا
نزاری تا به کی زارد بمگذارش بدین زاری
هوش مصنوعی: با تکرار دعا و درخواست مکرر از خدا، موفق شدم چیزی را که میخواستم به دست آورم، زیرا به شدت از او خواسته بودم که نگذاشته به زحمت و درد بگذرد.