برگردان به زبان ساده
گر سر و برگ بلای عشق نداری
ور دل و جان از برای عشق نداری
هوش مصنوعی: اگر برای عشق، زیبایی و جذابیت نداری، یا اگر دل و جانت برای عشق نیست، پس چه چیزی داری؟
لاف محبت مزن که در ره وحدت
مرتبۀ اولیای عشق نداری
هوش مصنوعی: بهتر است در مورد عشق و محبت خود را بزرگ نکنید، زیرا در مسیر رسیدن به یگانگی و اتحاد، به درجات والای عاشقان دست نیافتهاید.
خانه ی جان از وجود خویش بپرداز
ور نه تو خود جای پای عشق نداری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به عشق دسترسی پیدا کنی و در آن قدم بگذاری، باید از خودخواهی و وجود مادی خود فاصله بگیری. در غیر این صورت، عشقی در زندگیات نخواهی داشت.
نیستی آگه که در مراتب اکوان
منزل و ماوا و جای عشق نداری
هوش مصنوعی: تو به این موضوع آگاه نیستی که در سطوح مختلف وجود، عشق جایگاه و منزلتی ندارد.
طائر عرشی ولیک در قفس تن
مانده ای چون هوای عشق نداری
هوش مصنوعی: پرندهای با شأنی والا هستی، اما در قفس جسم خود گرفتار ماندهای، زیرا عشق را در دل نداری.
تا سر خود باشدت مده به تکلف
دست به پیمان که پای عشق نداری
هوش مصنوعی: همه چیز را به سادگی بپذیر و برای عشق خود، خود را به زحمت نینداز. اگر به وفا و پیمان عشق نمیتوانی پایبند باشی، از این کار خودداری کن.
همچو جعل گرد خویش گرد و ز گلزار
دور که بوی صبای عشق نداری
هوش مصنوعی: خودت را مانند گردی که در اطرافش میچرخد، بگردان و از باغ دور باش؛ زیرا تو عطر و بویی از عشق و احساسات عاشقانه نداری.
رو که به بازار اتحاد نزاری
هیچ متاعی بهای عشق نداری
هوش مصنوعی: اگر در بازار اتحاد بروی، متوجه میشوی که هیچ چیزی به اندازه عشق ارزش ندارد.
تا متمکن به حبس خانه ی عقلی
راه به دولت سرای عشق نداری
هوش مصنوعی: تا وقتی که در بند محدودیتهای عقلانی و تفکرهای مادی هستی، نمیتوانی به خوشبختی و محبت واقعی برسیدی.