برگردان به زبان ساده
بامن ای یار ندانم سر یاری داری
من برآنم همه باری که نداری داری
هوش مصنوعی: ای یار، نمیدانم تو چه رازهایی در دل داری؛ اما من به این فکر هستم که حتی اگر چیزی از تو نداشته باشم، با من در این رابطه هستی.
اگرت رغبت این خیر بود آن قدرت
که من دلشده را کار برآری داری
هوش مصنوعی: اگر خواهان این خوبی هستی، آن توانایی که من را دلخوش کرده است، در دست توست تا به کارم بگیری.
من به جان در طلب وصل تو الا با من
هر کجا می نگرم خلوت کاری داری
هوش مصنوعی: من با تمام وجود به دنبال رسیدن به تو هستم و هر جا که نگاه میکنم، میبینم که نشانههایی از تنهایی و کارهایی که به تو مربوط میشود، وجود دارد.
با که خوردی می و خلوت به کجا کردی دوش
در تو پیداست که چشمان خماری داری
هوش مصنوعی: کجا بودی و با چه کسی به خوشگذرانی پرداختهای که حالا در چشمانت آثار خمار باقیمانده است؟
نیست بر مجمر حسن تو بخوری ز وفا
تو همان شیوه ی خوبان بخاری داری
هوش مصنوعی: وفای تو در زیباییات مانند آتش بر روی زغال است و تو همان طور که خوبان رفتار میکنند، دلنشین و جذابی.
من تو را خور نخوانم که تو فردوس منی
جز وفا جمله ی اوصاف حواری داری
هوش مصنوعی: من تو را به نام بد نمیخوانم؛ زیرا تو بهشت من هستی و جز وفاداری، همهی صفات را داری.
از فراق تو دریغا که نزاری را نیست
آن فراغت که تو ازکار نزاری داری
هوش مصنوعی: دلتنگی من از دوری تو بسیار است، اما نمیتوانم آرامش و آسایش تو را در کارهایی که مشغول آن هستی فراموش کنم.
دوستی کرد و بگفت از سر لطف ای مسکین
کار زر دارد و همواره تو زاری داری
هوش مصنوعی: دوستی به من گفت که تو را به خاطر کمتریهای زندگیات سرزنش میکند و در حالی که کارهای خوب و ارزشمندی دارد، تو همیشه در حال گله و شکایت هستی.