برگردان به زبان ساده
نه مهربانی و نه شفقت و نه دل داری
همین و هیچ دگر شوخی و ستم گاری
هوش مصنوعی: نه از محبت و نه از رحمت خبری هست و نه دلداری وجود دارد، تنها همین است و چیز دیگری نیست، همهجا یا زوری است و یا بازی و شوخی.
دم محبت و آن گه نشان برگشتن
خط مودت و آن گه زبان بیزاری
هوش مصنوعی: لحظهای که محبت آغاز میشود، نشانهای از بازگشت مسیر دوستی و در نهایت، کلامی از نفرت بروز میکند.
امید را به طمع تازه می کنم که فلان
ز روزگار من آگاه نیست پنداری
هوش مصنوعی: من امیدهایم را با آرزوهای جدید زنده نگه میدارم، زیرا فکر میکنم فلانی از شرایط زندگی من بیخبر است.
به پای بوس تو دستم نمی رسد شاید
زکبر اگر نگذارد دلت که بگذاری
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگی و مقام تو، دست من به پای بوسیدنت نمیرسد. شاید اگر دلت اجازه دهد، بتوانم خودم را به نزدیکی تو برسانم.
تو پادشاهی و ما بندگان مملوکیم
چنان سری چه عجب گر به ما فرود آری
هوش مصنوعی: تو پادشاه بزرگی و ما رعیت و زیر دستان تو هستیم. با این حال، اگر به ما توجه کنی و به ما محبت کنی، چه تعجبی دارد؟
سر هزار نزاری فدای پهلوی یار
دریغ نیست سر عاشق از نگون ساری
هوش مصنوعی: من در راه عشق، جان خود را فدای محبوبم میکنم و هیچ تردیدی در این کار ندارم، حتی اگر به نابودی من بکشد.