برگردان به زبان ساده
توقّع است که گوشی به حالِ ما داری
روا مدار که آزارِ ما روا داری
هوش مصنوعی: انتظار میرود که به حال ما توجه داشته باشی و حق نداری که ما را آزردهخاطر کنی.
رعایتی کن و گردِ دلم برآی دمی
مسیحِ جانِ منی یک دمی کجا داری
هوش مصنوعی: به خودت کمی رسیدگی کن و اجازه بده احساسات خوب به دلم برگردند، تو همان کسی هستی که جانم را شفا میدهی، اما یک لحظه هم از من دور نشو.
چو در هوایِ تو پیوسته می کنم طَیَران
مرا رسد که کنم دعویِ هواداری
هوش مصنوعی: هرگاه در آرزوی تو شبانهروز پرواز میکنم، به من الهام میشود که ادعای محبت و طرفداری تو را کنم.
اگر کنارِ من از گریه چون محیط شود
بدیع نیست که چشمانِ آشنا داری
هوش مصنوعی: اگر در کنار من از شدت گریه به حالتی غمانگیز درآیی، عجیب نیست که چشمانت آشنا و پر از احساسات باشند.
ز آفتاب جمالت گر ارتفاع کنند
به فرق خطّ ِ تفاخر بر استوا داری
هوش مصنوعی: اگر زیباییات مانند آفتاب، بالا برود، بر روی سر تو نشانی از فخر و تفاخر وجود خواهد داشت که بر توصاف است.
اگر چه خطّ ِ تو خطّ ِ جفا کشید و لیک
خطا نباشد چون روی در خطا داری
هوش مصنوعی: اگرچه نوشتههای تو به خطای بدی کشیده شده، اما چون خودت در اشتباه هستی، این خطا به تو نسبت داده نمیشود.
نثارِ پایِ تو اشکم اگر گهر خواهی
فدایِ جانِ تو جانم اگر رضا داری
هوش مصنوعی: اگر بخواهی اشکهایم را به پای تو نثار کنم، به جانم قسم که جانم فدای تو خواهد بود، اگر خودت راضی باشی.
دلم ببردی و صبر و شکیب و خواب و قرار
دگر چه ماند مگر قصدِ جانِ ما داری
هوش مصنوعی: دل من را ربودید و دیگر چیزی از صبر و شکیبایی و آرامش برایم نمانده است، آیا جز این است که قصد جان ما را دارید؟
ز دودِ آهِ نزاری بترس و ظلم مکن
اگر چه دستِ ستمگاری و جفا داری
هوش مصنوعی: از دود و غم اندوه نزار بپرهیز و ظلم نکن، حتی اگر قدرت ستمگری و بیرحمی در دست داری.
به خاکِ پایِ تو سوگند میدهم بر تو
که گهگهی ز نزاریِ زار یاد آری
هوش مصنوعی: به خاک پای تو قسم میخورم که گاهی به خاطرات عذابآور من فکر کنی.