برگردان به زبان ساده
خلافِ عهد مکن گر سرِ وفاداری
که گر خلاف کنی قصدِ جانِ ما داری
هوش مصنوعی: به پیمان خود وفادار باش، چون اگر به آن عهد شکنی، قصد جان ما را کردهای.
چه غصّهها ز تو و قصّهها که من دارم
دریغ اگر بنشینی و ماجرا داری
هوش مصنوعی: من از غمها و داستانهایی که از تو دارم، بسیار نگرانم. افسوس اگر تو بیتوجهی کنی و داستانی برای گفتن نداشته باشی.
دمی زمانی روزی شبی چه میگویی
ندانمت سر این قصه کی کجا داری
هوش مصنوعی: زمانی را در نظر بگیر که در روز یا شب، لحظهای وجود دارد که نمیدانم چه میگویی و هدف از این داستان کجاست و چه زمانی قرار است به پایان برسد.
هوایِ عشقِ توام در سرست و میدانم
کنم هر آینه سر در سرِ هوا داری
هوش مصنوعی: عشقت در وجود من جاری است و میدانم که هر بار که به تو فکر میکنم، در دل و جانم مشغول حضور تو هستم.
ترحّمی کن و خیری به جایِ من جانا
که من مریضم و تو شربتِ شفا داری
هوش مصنوعی: مهربانی کن و به جای من کاری نیک انجام بده، زیرا من در حال رنج و بیماری هستم و تو دارویی برای بهبود داری.
قیامتی دگرست این که سروِ قدّ ِ ترا
خوش آمدهست کمربندی و قبا داری
هوش مصنوعی: این روزگار جدیدی است که زیبایی و جذابیت تو را نشان میدهد. تو با قامت بلند و خوشتراش خود، کمربندی زیبا و لباسی درست و شیک پوشیدهای.
دو چشمِ مستِ تو یک لحظه هوشیار نیاند
معیّن است که در سر چه فتنهها داری
هوش مصنوعی: چشمان مست و جذاب تو یک لحظه هم به من فکر نمیکنند و واضح است که در دل تو چه آرزوها و خواستههایی نهفته است.
نه زور دارم و نه زر نزاری و زاری
روا بود که بدین زاری ام روا داری
هوش مصنوعی: من نه قدرتی دارم و نه پولی، چنین ناله و زاری کردن برای من مناسب نیست که تو به خاطر این حالت من از روی رحم و دلسوزی با من رفتار کنی.