برگردان به زبان ساده
یاد باد آن که مرا با تو قراری بودی
در میانِ من و تو واسطه یاری بودی
هوش مصنوعی: به یاد میآورم که زمانی میان من و تو قرار و وعدهای بود و تو در این رابطه واسطهای برای کمک به من بودی.
گر چه از سعیِ رقیبان گلهها داشتمی
گهگهم با رخ تو هم سر و کاری بودی
هوش مصنوعی: هرچند از تلاش و رقابت دیگران نگران بودم، گاهی اوقات هم با زیبایی تو در ارتباط بودم.
هم رقیبانِ تو صد بار جفا بردندی
تا مرا یک نفسی پیشِ تو باری بودی
هوش مصنوعی: رقیبان تو بارها به من آسیب رساندهاند، اما من تنها یک لحظه در کنار تو بودم.
گفتمش دوش کجا با که کشیدی باده
هر چه در نرگسِ مستِ تو خماری بودی
هوش مصنوعی: از او پرسیدم که دیشب با چه کسی مشغول نوشیدن شراب بودی، هر چه بود، در چشمان زیبا و مست تو اثر مستی بود.
همه شب زلفِ تو بر گردنِ من پیچیده
هم چو از عنبر تر تافته ماری بودی
هوش مصنوعی: در طی شب، زلفهای تو همچون ماری عطرآگین و لطیف دور گردن من پیچیده است.
بلبلِ مستِ گلستانِ تو بودم هموار
خلق را با من از آن واسطه خاری بودی
هوش مصنوعی: من همیشه در گلستان تو، بلبل سرمست بودم؛ اما مردم همیشه به من به خاطر آن واسطه، یعنی خاری که بودی، کاری نداشتند.
گفتمی نیست مرا هیچ تعلّق با او
این زمان معترفم معترف آری بودی
هوش مصنوعی: به او گفتم که هیچ وابستگی به او ندارم، اما اکنون اعتراف میکنم که به او وابسته بودم.
از کنارم همه شب تا به میان در خون است
در میان کاش که با دوست کناری بودی
هوش مصنوعی: تمام شب از کنارم خون جاری است و ای کاش که با دوست در کنار هم بودیم.
ناله ی عشق تو بر صد ره رساندی همه شب
در جهان گر چو نزاری تو زاری بودی
هوش مصنوعی: عشق تو به صد طریق به همه جا شنیده میشود، اگر تو هم مانند نزار شبانه به زاری میپرداختی.