برگردان به زبان ساده
مرا گر همّتی مردانه بودی
خلاصم از دلِ دیوانه بودی
هوش مصنوعی: اگر ارادهای شجاعانه داشتی، میتوانستی مرا از درد و رنجی که در دل دارم، رها کنی.
چنین جانم ز دل کی سیر گشتی
اگر جانانهام هم خانه بودی
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که روح من از دل سیر شود، اگر محبوبم در کنار من بود؟
غلط کردم که در شریان جان است
چه میگویم که بودی یا نبودی
هوش مصنوعی: من اشتباه کردم که دربارهٔ وجود یا عدم وجود تو در عمق جانم صحبت میکنم.
اگر عاقل نبودی در حجابی
چو مجنون از خرد بیگانه بودی
هوش مصنوعی: اگر عاقل بودی، دیگر با حجابهایی مانند مجنون بیخود نمیشدی و از خرد و فهم خود دور نمیگشتی.
کجا پیمان به سر دانستمی برد
اگر نه بر کفم پیمانه بودی
هوش مصنوعی: اگر پیمانی به پایان میرسید، چگونه میتوانستم آن را درک کنم، اگر در دستم جامی نبود که نشان دهد؟
کبوتر گر قناعت پیشه کردی
کجا در بندِ دام و دانه بودی
هوش مصنوعی: اگر کبوتر قناعت و رضایت را انتخاب کند، دیگر در دام و تله غذا گرفتار نخواهد شد.
اگر هر مرغکی بر شمعِ تسلیم
فداییوار چون پروانه بودی
هوش مصنوعی: اگر هر پرندهای مانند پروانهای فدای شمع تسلیم میشد، جهان تغییرات زیادی را تجربه میکرد.
کجا چون شبپره ظلمت گزیدی
کجا چون جغد در ویرانه بودی
هوش مصنوعی: کجا میتوانستی مانند شبپره در دل تاریکی پرواز کنی و کجا میتوانستی همچون جغد در خرابهها زندگی کنی؟
اگر عنقا نبودی در پسِ قاف
میانِ خلق کی افسانه بودی
هوش مصنوعی: اگر پرندهای به نام عنقا وجود نداشت و در پشت کوه قاف پنهان نمیشد، چه کسی میتوانست داستانها و افسانههای آن را برای مردم نقل کند؟
علی الجمله دلم زین ورطه ی شاق
اگر بیرون شدی مردانه بودی
هوش مصنوعی: اگر دلم از این وضعیت سخت و دشوار خارج شود، نشاندهندهٔ شجاعت و استقامت تو خواهد بود.
نزاری را ز مبدا تا به اکنون
همه کارش چنین مستانه بودی
هوش مصنوعی: نزاری از آغاز تا کنون، همه کارهایش به همین شیوهی شاد و مستانه بوده است.
همه عمرش غرامت بر غرامت
و گر شکرانه بر شکرانه بودی
هوش مصنوعی: تمام زندگیاش صرف جبران خسارتها و دردسرها شد، و اگر هم هدیه یا قدردانی داشت، باز هم بر اثر تلخیها و زیانها بود.
ازینها وارهاندی التقاطی
گرم از جانب جانانه بودی
هوش مصنوعی: از این احساسات و تفکرات رها شو، زیرا از طرف معشوق تو را در این حال و هوا قرار داده است.