برگردان به زبان ساده
نه قلزمم که به هم در شوم به هر بادی
که در میانه دلم هست کوه فولادی
هوش مصنوعی: من نه یک دریا هستم که با هر بادی به هم بریزم، بلکه مثل کوهی از فولاد هستم که نمیشکند و محکم است.
غلط شدم که دلِ نا شکیب فرتوتم
چو آبِ تیره شود گر برون زند بادی
هوش مصنوعی: من دچار اشتباه شدم که دل بیتاب من مانند آب کدر میشود، اگر بادی بوزد و آن را به بیرون پرتاب کند.
مثالِ صبر ِ من از روی ِ دوست دانی چیست
نهاده اند بر امواجِ بحر بنیادی
هوش مصنوعی: صبر من را میتوان به یک پایه محکم بر روی امواج دریا تشبیه کرد. یعنی مانند یک بنیاد قوی است که در برابر تلاطمهای دریا ایستاده و نمیلرزد.
اگر نه شیفتگی در نهادِ من بودی
به من خدای ز فطرت خرد فرستادی
هوش مصنوعی: اگر شیفتگی و عشق در وجودم نبود، تو به من از طبیعت و خرد، خدای بزرگی نمیفرستادی.
به عقل اگر چه که مبدای ِ آفرینشِ اوست
زمامِ عشق چه بودی که در ازل دادی
هوش مصنوعی: هرچند عقل منبع اصلی خلقت اوست، اما عشق چه نقشی دارد که در ابتدا به او سپرده شده است؟
و گرنه از پیِ جسمی شریف بودی عشق
قدم ز عالم ِ ارواح پیش ننهادی
هوش مصنوعی: اگر عشق تنها به خاطر وجود جسمی ارزشمند بود، هرگز به دنیای روحها و معنویت قدم نمیگذاشتی.
چرا به درد ننالم که آه دارم دوست
ز دردمند نباشد غریب فریادی
هوش مصنوعی: چرا من از درد خود ناله کنم که دوستی دارم و این درد مرا تنها میگذارد و غریب فریاد نمیزند؟
هنوز تا متعلق به جان ِ شیرینی
ز خویش برنتوان ساخت هم چو فرهادی
هوش مصنوعی: هنوز نتوانستهام به شیرینی جانم از خودم چیزی بسازم، مانند فرهاد که عاشقانه برای شیرین تلاش میکرد.
عجب مدار ز اقبالِ شاه ِ بنده نواز
که بندگیِ نزاری کند هر آزادی
هوش مصنوعی: شگفتا که به پیروزی و خوش شانسی پادشاه سخاوتمندی نمیتوان اعتماد کرد، مگر اینکه بندهای مانند نزار به او خدمت کند.