برگردان به زبان ساده
ساقیا خیز و برافروز سبک مصباحی
قفل اندیشه ی بی فایده را مفتاحی
هوش مصنوعی: ای ساقی، برخیز و چراغی روشن کن تا کلید قفلهای بیفایدهٔ افکار و اندیشههایمان را بیابیم.
درد ِ سر دارم و سودایِ دل و رنج ِ دماغ
بده این مشکل پیش آمده را اصلاحی
هوش مصنوعی: من از درد سر به سرت میزنم و در دل آرزویی دارم و رنجی از فکر و خیال میکشم. لطفاً این مشکل پیش آمده را حل کن.
لنگرِ خم بگشایید که کشتی ز محیط
نتوان برد برون بی مددِ ملاحی
هوش مصنوعی: لنگر کشتی را باز کنید، زیرا بدون کمک یک ناخدا، کشتی نمیتواند از این محیط خارج شود.
من در افتادم و از من بستد عشق مرا
غرقه ای را چه محل در دهن تمساحی
هوش مصنوعی: من در چنگال عشق گرفتار شدم و این عشق مرا غرق کرده، مثل اینکه در دهن تمساحی بیفتم، که در آنجا هیچ امیدی نیست.
مرهمِ عشق جراحت بود و به نشود
که مداواش محال است به هر جراحی
هوش مصنوعی: عشق مانند دارویی است که زخمها را التیام میبخشد، اما درمان کامل آن غیرممکن است و هیچ جراحی نمیتواند به تنهایی آن را مداوا کند.
روح ثانیش نهادند لقب زیرا شد
هر زمان راحتِ روحی دگر از هر راحی
هوش مصنوعی: روح دوم را لقب "سکینه" قرار دادند، زیرا هر زمان که روحی دیگر به آرامش میرسد، این آرامش حاصل میشود.
ما به اقدام همم سیر سماوات کنیم
سیرِ عشاق بدیع است ز هر سیاحی
هوش مصنوعی: ما در حرکت و تلاش خود به آسمانها پرواز میکنیم، زیرا سفر و حرکت عاشقان زیبا و متفاوتتر از هر سیاحتی است.
هر کسی لازمه ای دارد و طرزی در شعر
راح را هم چو نزاری نبود مداحی
هوش مصنوعی: هر کسی ویژگیها و نیازهایی دارد، و در دنیای شعر، مانند نزار، مداحی و تمجید از دیگران وجود ندارد.
گر چه با نور ِ قدح حاجت آن نیست و لیک
ساقیا خیر و برافروز سبک مصباحی
هوش مصنوعی: هر چند نیازی به نور قدح نیست، اما ای ساقی، بیا و به مهربانی چراغی روشن کن.