برگردان به زبان ساده
کاشکی ما را جفا از پیشِ ما برداشتی
کز وجود ناقص ما ذره ای نگذاشتی
هوش مصنوعی: ای کاش که ما را از ظلم و ستم خود دور میکردی، چون که از وجود ناتوان ما کوچکترین نشانهای باقی نگذاشتی.
من بر آنم کز وجودِ من برون آرد مرا
در سر ِ هر کس به حد ِ او بود پنداشتی
هوش مصنوعی: من میخواهم از وجود خودم بیرون بیایم و در ذهن هر کس، به اندازهای که او مرا تصور کرده، وجود داشته باشم.
سلطنت هم گر بدین طبل و علم بودی به حشر
دشت بان داهولِ خود آن روز هم بفراشتی
هوش مصنوعی: اگر سلطنت به این طبل و پرچم باشد، در روز قیامت نیز از صدای دَهُل خود در دشت بلند خواهد شد.
مطبخ محمود با چندان شکوه سلطنت
هم به سعی دشت بان مییافت شام و چاشتی
هوش مصنوعی: مطبخ محمود به قدری با شکوه و زیبایی بود که حتی تلاش و زحمات دشت بان نیز توانستند غذایی بسیار لذیذ و خوشمزه برای شام و خوراکیها تهیه کنند.
وای ازین دیوان ِ مردم چهره یعنی نفس ما
آدم ار دانسته بودی تخمِ بد کی کاشتی
هوش مصنوعی: وای بر حال دیوانههایی که انسانها هستند. اگر میدانستی که نفس ما چه هویتی دارد، دیگر هیچ وقت بذر بد در دل نمیکاشتید.
گر بدانستی که با خاک خواهد رفت خاک
چشمه ی حیوان به دست ِ خود نمی انباشتی
هوش مصنوعی: اگر میدانستی که سرانجام همه چیز به خاک برمیگردد، هرگز چشمهٔ حیات را با دستان خود نمیبندی.
رستمی بودی مظفر گشته بر اکوان
گر نزاری روی از اکوانِ خود برداشتی
هوش مصنوعی: اگر تو مثل رستم قهرمان و پیروزمند بودی، بر تمام جهان پیروز میشدی، اما اگر از چهره و عظمت خود فاصله میگرفتی، به موفقیت نمیرسی.