برگردان به زبان ساده
نگارا یاد میداری که با ما عهد پیوستی
چرا پیوند ببریدی چرا سوگند بشکستی
هوش مصنوعی: ای معشوق، آیا به یاد داری که با ما پیمان بسته بودی؟ چرا این ارتباط را گسستی و چرا قسم خود را شکستی؟
چو ما را ملک دل کردی و ملک جان زدی بر هم
قبای عهد بگشادی کمر برخون ما بستی
هوش مصنوعی: وقتی دل ما را به تصرف خود درآوردی و جانمان را درهم آمیختی، عهد و پیمان را گسستی و بر پیکر ما که خون بر آن بستهای، کمربند دلبستگی بستی.
چنان یکباره ببریدی و ترک دوستی کردی
که مکتوبات یاران را جوابی باز نفرستی
هوش مصنوعی: بهگونهای ناگهانی ارتباط را قطع کردی و دوستی را رها کردی که حتی نتوانستی به نامههای دوستانت پاسخ بدهی.
قیامت میکند حسنت تعالی الله زهی فتنه
فغان برخاست از مردم به هر محفل که بنشستی
هوش مصنوعی: زیبایی تو مانند قیامت است و این بهانهای شده تا در هر مجلسی از مردم فریاد و شگفتی برآید.
قبول دوستی کردی وداع وایهی خود کن
که ممکن نیست جان بردن ازین دعوی که پیوستی
هوش مصنوعی: اگر دوستی را پذیرفتهای، باید با جدایی نیز کنار بیایی، زیرا اینکه بخواهی روح خود را از این وابستگی جدا کنی، امکانپذیر نیست.
به پای خم نشستی سر بنه گردن مکش یارا
که پیل مست را با او خطا باشد زبردستی
هوش مصنوعی: به زانو نشستهای، سر را پایین نیاور، ای دوست، زیرا که نباید با موجودات قوی و نیرومند اشتباه کرد.
هنوز افسرده پندارد که خواهد مست شد وقتی
اگر نقدی به دست آری ازین پس نسیه نپرستی
هوش مصنوعی: هنوز فکر میکند که زمانی خوشحال و سرمست خواهد شد، در حالی که اگر اکنون به چیزی واقعی دست یابد، دیگر به آرزوهای ناواقعی دل نبندد.
کسی از من نمیگوید به هشیاران که ای خامان
نزاری از الست آورد با خود این همه مستی
هوش مصنوعی: هیچکس به هوشیاران نمیگوید که ای نادانان، از عالم پیش از تولد خود این همه شور و حال را به همراه آوردهاید.