برگردان به زبان ساده
مردمان گویند از می توبه تا کی کردهای
باز لعبت بازی دیگر برون آوردهای
هوش مصنوعی: مردم میگویند که تا چه زمانی از نوشیدن شراب پشیمان بودهای، چرا که تو دوباره بازی عشق را شروع کردهای.
با که بر هم بستهای این نقش و این شَین از کجاست
نذر تا کی کردهای سوگند تا کی خوردهای
هوش مصنوعی: با چه کسی این تصویر و این نشانه را به وجود آوردهای؟ از کجا آمدهای و تا چه زمانی به این کار ادامه دادهای؟ تا کی به این سوگندها وفا خواهی کرد؟
گه مقصّروار در بحث مراتب ماندهای
گه علم چون غالیان بر بامِ عالم بردهای
هوش مصنوعی: گاهی در بحث درجات و ویژگیها، تو مانند کسی که کوتاهی کرده است، گیرافتادهای و گاهی هم مانند غالیان، علم و دانشات را تا اوج و بلندای عالم بردهای.
گاه در دعوت سخن با آسمان پیوستهای
گاه در وحدت بساطِ لامکان گستردهای
هوش مصنوعی: گاهی در مکالمه با آسمان و عالم بالا هستی، گاهی در حال رسیدن به وحدتی هستی که فراتر از مکان و زمان است.
در تنآسانی دل و دست از دو عالم شستهای
در مسلمانی خدا و خلق را آزردهای
هوش مصنوعی: تو به خاطر راحتطلبی، هم قلب و هم دست خود را از دو دنیا جدا کردهای و در حالی که مسلمان هستی، خدا و مردم را ناراحت کردهای.
در فضولی هر چه تضییقی کنی دَه حرفتی
در دورویی هر چه تخفیفی کنی صد مردهای
هوش مصنوعی: هر چه در کار دیگران فضولی کنی و مشکلاتی برایش به وجود بیاوری، در نهایت فقط به یک مشکل کوچک ختم میشود. اما اگر در دوقلویی و ریاکاری کم بگذاری و از خودت تخفیف بدهی، در واقع باعث ایجاد مشکلات بسیار زیادی میشوی.
خشک و تر در خرمنِ لاغیر بر هم سوختی
در میان آتش کثرت هنوز افسردهای
هوش مصنوعی: در میان انبوهی از ناراحتیها و مشکلات، تو همچنان بیرمق و افسردهای و نتوانستهای از آنها فاصله بگیری. حتی اگر همه چیز به ظاهر با هم ترکیب شده باشد، تو هنوز درگیر احوال خودت هستی.
این همه هستم که میگویید و زینها بیشتر
چون کنم پروردگارا گرچنان پروردهای
هوش مصنوعی: من آن قدر در زندگیام متجلی هستم که شما دربارهام صحبت میکنید و فراتر از اینها نمیدانم چه کنم ای پروردگار من، اگر واقعاً تو مرا به اینگونه پرورش دادهای.
تا نزاری از کجا پیدا کند خطِ جواز
گر ز لوح حرفتش حرفِ نعم بستردهای
هوش مصنوعی: تا وقتی که نزاری (شاعر) از کجا میتواند نشانهی جواز و اجازه را پیدا کند، اگر از نوشتههایش فقط سخن خوب و مثبت گفته شده باشد.