برگردان به زبان ساده
ای یار بیوفا که دل از ما بریدهای
گویی که پیش هرگز ما را ندیدهای
هوش مصنوعی: ای یار نامهربان که دل را از ما جدا کردهای، به نظر میرسد که هرگز ما را ندیدهای.
سرگشتهام چو ذره ز خورشید روی تو
دامن چرا چو سایه ز ما درکشیدهای
هوش مصنوعی: من مانند غباری از نور چهره تو سرگشتهام، چرا همچون سایهای از ما دوری و خود را جدا کردهای؟
لیلی شنیدهام که ز مجنون نمیشکیفت
مجنون شدم بتا به چه از ما رمیدهای
هوش مصنوعی: لیلی را شنیدهام که از مجنون خبر میدهد، اما من هم دچار عاشقی او شدم. امیدوارم تو اینقدر از ما دور نباشی.
هیهات اگر به واقعه ی من رسیدهای
آری ملامتت نکنم نارسیدهای
هوش مصنوعی: هرگز، اگر به ماجرای من پی بردهای، نمیتوانم تو را سرزنش کنم، چون هنوز به حقیقت آن دست نیافتهای.
هرگز خلاف رای تو چیزی نگفتهام
با من بگوی اگر تو ز جایی شنیدهای
هوش مصنوعی: هرگز چیزی جز نظر تو نگفتهام، اگر چیزی شنیدهای با من در میان بگذار.
دریای خون شدهست کنارم ز ابرِ چشم
از بس به نوکِ غمزه که جانم خلیدهای
هوش مصنوعی: کنار من دریایی از خون تشکیل شده به خاطر اشکهایم. من به شدت به خاطر دلتنگیام نگران و آسیبپذیر شدهام.
از آبِ دیده آتشِ دل کم نمیشود
گیرم نزاری از مژهها خون چکیدهای
هوش مصنوعی: اشکهای من هیچ چیزی از آتش دل کم نمیکند، حتی اگر چشمانم از اشک پر شده و خون بریزد.
در باغ سرو فارغ و آزاد میرود
او را چه غم اگر تو به قامت خمیدهای
هوش مصنوعی: در باغ، سرو خوشحال و آزادانه در حال حرکت است و از اینکه تو قامت خمیدهای، نگران نیست.