برگردان به زبان ساده
تا قدم در ره مردان ننهی مردانه
لافِ مردی مزن ای خواجهٔ نافرزانه
هوش مصنوعی: اگر وارد مسیر مردان نمیشوی، پس مردانه سخن مگوی و خود را به لافزنی نزن، ای آقایی که هنوز به کمال نرسیدهای.
در حریمِ حرمِ عشق ترا ره ندهند
تا که از خویش به کلّی نشوی بیگانه
هوش مصنوعی: در مکان همیشگی عشق، اجازه ورود به تو را نمیدهند تا زمانی که کاملاً از خودت و هویتت فاصله بگیری و به انسان دیگری تبدیل شوی.
خویشتن بین بنبیند به جز از خود کس را
به کسی بین نه به خود تا نبود افسانه
هوش مصنوعی: انسان باید خودش را در آینه وجود دیگران ببیند و فقط به خود نگاه نکند، زیرا اگر فقط به خود بنگرد، دنیا برایش یک داستان بیپایان میشود.
عقل آنجا چه کند چون نتواند ره برد
مرد باید که بود شیفته و دیوانه
هوش مصنوعی: وقتی که عقل نتواند راه را در زندگی مشخص کند، مرد باید عاشق و شیدا باشد.
قبله از راه حقیقت نکند جز رخ دوست
کعبه سازد ز سر صدق درِ میخانه
هوش مصنوعی: در مسیر حقیقت، تنها توجه به چهره معشوق است، چون کعبه با صداقت از در میخانه ساخته میشود.
بسته ی توبه و پیمان مجازی نشود
جان نهد از کف و از کف ننهد پیمانه
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از اعمال ناپسند و خطاهایش توبه کند و به قولی به راه درست بازگردد، باید به طور جدی و با تمام وجود به این کار بپردازد. در غیر این صورت، به قیمت از دست دادن جان خودش نیز ممکن است نتواند به هدفش برسد و همچنان در مشکلات باقی بماند.
سرّ اسرار چو شمع است از او نور نیافت
هر که بر شمع نشد سوخته چون پروانه
هوش مصنوعی: رازهای بزرگ مانند شمعی هستند که هیچ نوری از آن به دست نمیآید. هر کسی که به این شمع نزدیک شده و رنج سوزش را متحمل نشده، مانند پروانهای که به شمع میسوزد، نمیتواند از نور آن بهرهمند شود.
چون نزاری اگر از دامِ بلا برگذری
نبود در سرت از حرص هوایِ دانه
هوش مصنوعی: اگر مانند نزار، از دام مصیبت عبور کنی، در وجودت حرص و تمایلی به دنیای فانی نخواهد بود.