برگردان به زبان ساده
یاد آن وقت که جانانهٔ ما ترسیده
آمدی بر سر من از همه کس دزدیده
هوش مصنوعی: یاد آن زمان که معشوقهام به آرامی و پنهانی نزد من آمد و از همه جا و همه کس دور بود.
در برم بودی تا وقتِ سحر همخوابه
وز رقیبان همه شب بر تنِ من لرزیده
هوش مصنوعی: در آغوش من بودی تا صبح، و در تمام شب از رقیبان به خاطر تو بدنم میلرزید.
گر بگویم که کدام است چنان دان که دگر
همچو او دیده ی کس دیده نباشد دیده
هوش مصنوعی: اگر بگویم که او کیست، بدان که هیچکس دیگری به مانند او دیده نشده است.
مردم دیده ی من پیش ندیدهست چو او
باور از دیده گرت نیست بپرس از دیده
هوش مصنوعی: مردم، چشمانم کسی را مانند او ندیده است. اگر به زیباییاش ایمان نداری، از چشمان خود بپرس.
اضطرابی که در اعضای من از غیبت اوست
باز اگر در برم آید شود آرامیده
هوش مصنوعی: این بیت به احساس نگرانی و اضطرابی اشاره دارد که شخص به خاطر غیبت محبوبش در وجودش حس میکند. اما اگر او بازگردد و در کنار او باشد، این اضطراب برطرف میشود و آرامش را دوباره تجربه میکند.
آن محبّت که مرا هست مبدّل نشود
گرچه بسیار بود دورِ زمان گردیده
هوش مصنوعی: محبت من به تو هرگز تغییر نخواهد کرد، حتی اگر زمان زیادی بگذرد و فاصلههای زیادی بین ما بیفتد.
ای بسا شب که نزاری ز شبِستانِ وصال
یادها کرده و تا روز به خون غلتیده
هوش مصنوعی: بسیاری از شبها هست که یاد لحظات وصال با معشوق، دل نزار را آزرده کرده و تا صبح در غم و اندوه میگذرد.