برگردان به زبان ساده
ای ترکِ ما گرفته پیوندِ ما بریده
آخر ز ما چه دیدی ای نور هر دو دیده
هوش مصنوعی: ای ترک ما، ارتباط ما را قطع کردی و در پایان از ما چه دیدی؟ ای روشنی هر دو چشمان من.
بی موجبِ گناهی از ما به خشم رفته
بازآ که در فراقت کارم به جان رسیده
هوش مصنوعی: بدون اینکه دلیل خاصی داشته باشی از ما ناراحت شدهای، برگرد که در دوریات جانم به لب رسیده است.
آرام جان برفته ترکِ وفا گرفته
ممکن بود که باشد هرگز دل آرمیده؟
هوش مصنوعی: آرامش جان رفته و ترک وفا کرده است. آیا ممکن است که دل به آرامش بیاید و از این ناراحتی خلاص شود؟
مسکین دلم ببرده با خویشتن به بَرده
او خود ز دامِ زلفت کی بود سرکشیده
هوش مصنوعی: دل غمگین و بینوايم، گرفتار عشق تو شده و آنچنان به خود مشغولم که از دلبستگيهاي تو رهايي ندارم. هیچکس از دام زلف تو نجات پیدا نکرده است.
بنگر چه گونه باشد اکنون که بوده باشم
از گوشهٔ دهانت صد چاشنی چشیده
هوش مصنوعی: به اینکه اکنون چه حسی دارم وقتی در گذشته از لبان تو طعمهای مختلفی را چشیدهام، فکر کن.
جانم به لب رسیده در آرزوی رویت
اول که بودم از تو آوازهای شنیده
هوش مصنوعی: جانم به تنگی افتاده و در حسرت دیدن چهرهات هستم. در ابتدا که به یاد تو بودم، صدای تو را شنیده بودم.
گرچه نیی ز چشمم یک دم برون ولیکن
صاحب نظر نگیرد نادیده هم چو دیده
هوش مصنوعی: هرچند که تو لحظهای از چشمم دور هستی، اما کسی که با درک و بصیرت است، تو را فراموش نمیکند و مانند چشمی که میبیند، هرگز از یاد نمیبرد.
گر ناله نزاری روزی رسد به گوشت
چون بشنوی نگیری بر خویش ناشنیده
هوش مصنوعی: اگر روزی صدای ناله و شکایت نزار به گوشت برسد، وقتی آن را بشنوی نباید نسبت به خود به آن توجه کنی و انگار نشنیده بگذری.
رازی که با تو دارم سرّی که با تو گفتم
زنهار تا نگویی با هیچ آفریده
هوش مصنوعی: رازی که با تو دارم، یک راز خاص و شخصی است که به تو گفتم. خواهش میکنم این را با هیچکس دیگر در میان نگذاری.
میدار یاد ما را ما خود کهایم بی تو
ناممکن است از تو امّید ما بریده
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که ما همیشه یاد تو را گرامی میداریم. اما بدون تو، ادامه حیات برای ما دشوار است و امیدمان به تو قطع شده است.