برگردان به زبان ساده
زلف تو چون چشم مست تاب گرفته
آتش رخساره ی تو آب گرفته
هوش مصنوعی: موهای تو مانند چشمان مست، درخشان و تابناک است و چهره زیبا و آتشین تو، همچون آبی زلال و آرام به نظر میآید.
شب همه شب چشم من بمانده در انجم
چشم تو را تا به روز خواب گرفته
هوش مصنوعی: هر شب، چشم من در انتظار ستارههای توست و تا روز، در خواب هستم.
چین عرق¬چین تو چو نیفه ی نافه
خاصیت بوی مشک ناب گرفته
هوش مصنوعی: عرق چهرهات همچون گلی زیباست که بوی خوش عطر مشک ناب را به خود گرفته است.
طره ی زلف تو گرد ماه جمالت
هم چو ذنب پیش آفتاب گرفته
هوش مصنوعی: موهای تابدار تو درخششی به زیبایی چهرهات دارد که مانند دمی است که در برابر آفتاب قرار گرفته است.
مالک حسن تو در ممالک خوبی
ملک به سر پنجه ی خضاب گرفته
هوش مصنوعی: مالک زیبایی تو در سرزمینهای خوب، قدرت و سلطهاش را با رنگی ظریف و زیبا به نمایش گذاشته است.
مونس من کیست در مقام محبت
آن که خرد زو خطا صواب گرفته
هوش مصنوعی: دوست من در مقام عشق کیست؟ همان کسی که از خرد خود درست و نادرست را تشخیص نمیدهد.
آتش و آب است ممتزج که به حکمت
صورت او صفوت شراب گرفته
هوش مصنوعی: آتش و آب در هم آمیخته شدهاند و به واسطهی حکمت، شکل او باعث شده است که عطر و طعم شراب به خوبی محسوس باشد.
کنیت و نامش چو جم کرده خردمند
پس می از آن جمله انتخاب گرفته
هوش مصنوعی: خردمند هم نام و هم لقبش را مانند جم انتخاب کرده و از میان آنها بهترین گزینه را برگزیده است.
ای دل شوریده ی نزاری مسکین
بس که به خون خودت شتاب گرفته
هوش مصنوعی: ای دل نگران و غمگین، چه اندازه به خاطر دردها و رنجهای خودت نابهجا و بیتابی میکنی!
لاف مزن بس که مرغ عیش و نشاطم
ترک هوای دل خراب گرفته
هوش مصنوعی: دروغ و فخر نکن، زیرا مرغ شادی و لذت من، احساس دلمرده و ناامید را رها کرده است.
من نروم بر پی توهم چو تو خود بین
عقل ازین ورطه اجتناب گرفته
هوش مصنوعی: من از پی تو نمیروم، زیرا تو خود به گونهای هستی که عقل از این ندامت و خطر دوری میکند.
خاک بر آن سر که نیست معتقد او
پس روی آل بوتراب گرفته
هوش مصنوعی: خاک بر سر کسی که به محبت و ارادت او اعتقاد ندارد. پس بر روی کسی که از نسل بوتراب است، عذاب و بیمحبتی فرود آمده است.