برگردان به زبان ساده
این بار شد از دستم کار دل سرگشته
اکنون منم و چشمی در خون دل آغشته
هوش مصنوعی: این بار کارهای عاشقانه و دلسوزی از کنترل من خارج شده است و حالا من تنها کسی هستم که با چشمانی پر از غم و اندوه نگاه میکنم.
پر شور شری دارم گو در سر این سر شو
بر جبهت من فطرت دیرست که بنوشته
هوش مصنوعی: من احساساتی پرشور دارم و میگویم که ای سر، بر جبههات (پیشانیات) فطرتی وجود دارد که از دیرباز ثبت شده است.
آب و گل ما شد خون از قدرت صنع او
ایزد گل آدم را بی فایده نسرشته
هوش مصنوعی: ما از مواد اولیهای که خداوند خلق کرده، شکل گرفتهایم و به خاطر توانایی او، جان ما به رنگ خون درآمده است. خداوند آدم را به صرف ایجاد او، بدون هدف و بیفایده نساخته است.
بر بوی خط غلمان بر یاد خط رضوان
بنگر به لب سبزه بنشین به سر کشته
هوش مصنوعی: به عطر خط شنوایان نگاه کن و به یاد خط رضوان بیفت. بر لب سبز بنشین و بر جان کشته سرزنش کن.
نظاره گهی دارم صحراش ریاض خلد
یک روز نمی آیی با ما سر آن پشته
هوش مصنوعی: گاهی به تماشای دشتهای سرسبز و باغهای بهشت میپردازم، اما یک روز نمیرسی تا در کنار ما بر روی آن تپه باشی.
بر مجلس عشاق آی بی خویشتن و بنگر
هم کشته در او زنده هم زنده درو کشته
هوش مصنوعی: به مجلس عاشقان بیا و خودت را رها کن و ببین که چطور در این مکان، هم کسانی که جان خود را فدای عشق کردهاند زندهاند و هم کسانی که در عشق بسیار زندهاند، در واقع جانشان را از عشق گرفتهاند.
دردا که نزاری شد باریکتر از سوزن
هم عاقبت از جایی سر بر کند این رشته
هوش مصنوعی: زردی غمها چنان زیاد است که حالا دیگر به باریکی سوزن هم رسیده است و در نهایت از جایی سر بر خواهد آورد.