برگردان به زبان ساده
به دادخواه زِ دستِ تو میروم سویِ اردو
مگر خلاص دهندم ز پای مالِ غم تو
هوش مصنوعی: به خاطر تو و برای درخواست کمک، به سمت اردوگاهی میروم، شاید بتوانم از بار سنگین غم تو آزاد شوم.
به آن امید که یرغوچیانِ حضرتِ اعلا
به حکم یاسه روانت در آورند به یرغو
هوش مصنوعی: امیدوارم که فرشتگان الهی به واسطهی قضا و قدر، روحت را به سوی خوشبختی راهنمایی کنند.
به خیره چند کُشی بیگناه خلقِ جهان را
به تیرِ غمزه ی خونریز از آن کمانِ دو ابرو
هوش مصنوعی: چرا بیدلیل و نابهجا مردم دنیا را با نگاههای زهرآلود خود میکشی؟ این کار تو مانند تیر زهرآلودی است که از کمان ابروهایت پرتاب میشود.
من از ولایت اینجوی پادشاهِ جهانم
خراب شد ز دو هندویِ تو ولایت اینجو
هوش مصنوعی: من از سلطنت این پادشاهی که در آن زندگی میکنم، به شدت متاثر و خرابیام به خاطر عشق تو، همچون دو هندو.
شد از دو چشمِ سیه کارِ تو خراب جهانی
جهان چنین نگذارد کسی به دستِ دو هندو
هوش مصنوعی: از چشمان دلسوز تو، جهانی ویران شده است. هیچکس نمیتواند به این صورت مثل دو هندو، به دنیا دست پیدا کند.
چو عرضه داشت کنم هیچ اشتباه ندارم
که دادِ من بستاند از آن دو غمزۀ جادو
هوش مصنوعی: زمانی که من خودم را به دیگران نشان میدهم، هیچ اشتباهی نمیکنم و مطمئنم که احساسات من تحت تاثیر آن دو نگاه سحرآمیز قرار خواهد گرفت.
اگر چنان که نترسی ز بازخواست ندانم
چه عادت است که داری زهی سرشت و زهی خو
هوش مصنوعی: اگر به بازخواستها ترسی ندارم، نمیدانم چه عادتی داری که اینگونه با شجاعت و بیپروا زندگی میکنی.
و گر به صلحگرایی و از خدای بترسی
صفا خلاف برانگیزد از میانۀ هر دو
هوش مصنوعی: اگر به صلحطلبی و ترس از خدا گرایش داشته باشی، آرامش و صفا از دل هر دو طرف به وجود خواهد آمد.
مکن ستیزه مکن بیش با نزاریِ مسکین
خموش چند بود خاصه ناطق است و سخنگو
هوش مصنوعی: با کسی که در شرایط سختی به سر میبرد، دعوا نکن و بیشتر از این به او آزار نرسان. زیرا او به هر حال به حرف در میآید و میتواند صحبت کند.