برگردان به زبان ساده
ندانم آفتاب است آن اگر رو
کمندِ عنبرین است آن اگر مو
هوش مصنوعی: نمیدانم آیا آنچه میبینم آفتاب است یا تنها چون کمند عطرین است، آن موها.
به چین بفرست تا کاسد شود مشک
نسیمی از عرقچینِ سمن بو
هوش مصنوعی: به چین بفرست تا گلابی که بوی خوش مشک میدهد، از عرقچینِ سمن یعنی عطر گل سمن پخش شود و کمرنگ شود.
خروجِ زنگیانِ چین زلفت
به حسنآبادِ رویت از همه سو
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای تو مانند زنگیان چین، از همه جا به حسنآباد روی خودت میآیند و نظرها را به خود جلب میکنند.
خطایی بود کاستیلا گرفتند
چنین بر ملکِ رویت خیلِ هندو
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که خطا و اشتباهی باعث شد که لشکری بزرگ از هندوها به سرزمین تو حملهور شوند.
دلم پیرامنِ آن چشمۀ نوش
نمیگردد ز پیشِ چشمِ جادو
هوش مصنوعی: دل من دور آن چشمهی خوشطعمی نمیچرخد، زیرا چشم جادوگری در نزدیکیش است.
ز پیشِ غمزه ی چشمِ تو برخاست
فرود آمد خوشی بر طاقِ ابرو
هوش مصنوعی: چشمهای تو با ناز و زیبایی خود، غم را از دل راند و شادی را به وجود آورد.
به چشمت اشکِ من خوارست چون شد
گشاده از دُرِ دندانت لؤلو
هوش مصنوعی: به چشمانت اشک من هیچ ارزشی ندارد، چون وقتی دندانهای تو باز میشود، از آن دُرّی که در دندانهایت است، مرواریدها میریزد.
مرو با عشق در میدان به بازی
که با او بر نیاید کس به بازو
هوش مصنوعی: با عشق در میدان بازی نکن، زیرا هیچکس نمیتواند به اندازه کافی با او رقابت کند.
ز من ای یارِ آهو چشم مگریز
نه هم بالینِ مجنون بود آهو
هوش مصنوعی: ای دوستِ چشمِ زیبا، از من دور نشو! چون در کنار مجنون، آهو نمیتواند آرام بگیرد.
اگر از ما گناهی رفت توبه
به الطافِ تو مطموعیم و مرجو
هوش مصنوعی: اگر از ما خطایی سر زد، به لطف و رحمت تو امیدواریم و به بخشش تو دل خوش داریم.
بزرگان از سرِ حسنِ عقیدت
گنهداران بسی کردند معفو
هوش مصنوعی: بزرگان به خاطر حسن نیت و ایمانشان، بسیاری از گنهکاران را بخشیدند.
سری دارم فدایِ آستانت
به پایِ خود نخواهم رفت ازین کو
هوش مصنوعی: من به خاطر تو آمادهام جانم را فدای درگاهت کنم، اما هرگز از این راه به پای خود نخواهم رفت.
نزاری گر دلت بیمارِ عشق است
درین دارالشفاء در دست دارو
هوش مصنوعی: اگر دلت بیمار عشق است، در این مکان درمانی دارویی در دست داری.