برگردان به زبان ساده
ماییم و نیم جان و جهانی و نیمجو
جان از برایِ می که ستاند زما گرو
هوش مصنوعی: ما در این دنیا با زندگیای نیمهجان هستیم و تنها بخشی از وجودمان به این جهان تعلق دارد؛ اما جانمان را برای می، یعنی عشق و حالتی روحانی که از ما گرفته شده، میدهیم و تسلیم آن میشویم.
ای یار اگر نداری طاقت گریز کن
چون از مصافِ عشق برآمد غریو و غو
هوش مصنوعی: ای دوست، اگر نمیتوانی تحمل کنی، بهتر است فرار کنی، زیرا وقتی صدای عشق به پا میخیزد، درگیری و آشفتگی به وجود میآید.
میدانِ عشق و معرکۀ عشق و زخمِ عشق
گر هیچت اختیار بود در میان مرو
هوش مصنوعی: در عرصهٔ عشق و میدان جنگ عشق و زخمهای عشق، اگر در هیچکدام اختیاری نداری، پس چرا در میان آنها قرار میگیری؟
گر برگِ جای دوست نداری و راهِ دوست
در تنگنایِ عشق سرِ خویش گیر و دو
هوش مصنوعی: اگر از جایی که دوست در آن قرار دارد راضی نیستی و مسیر او در تنگنای عشق برایت دشوار است، به خودت فکر کن و با خودت بجنگ.
ما با حواریانِ سماوات در گویم
اینک نهادهایم به دعوی قدم به گو
هوش مصنوعی: ما با یاران آسمانی خود در گفتگو هستیم و اکنون در این دعوا، قدمی پیش گذاشتهایم.
طوبا به چشمِ وهم مصوّر کند خطیب
بیچاره سیاه میطلبد از نهالِ نو
هوش مصنوعی: در میان خیال و تصور، خطیب بیپناه به دنبال سیاهی و تاریکی میگردد و این جستجو را از درختی جوان و نو آغاز میکند.
گر سیر شد ز مؤعظۀ عاقلان دلت
تذکیرِ عاشقانه بیا و ز من شنو
هوش مصنوعی: اگر از نصیحتهای خردمندان سیر و دلزده شدهای، به یادآوریهای عاشقانه من گوش کن و از من بشنو.
إلّا به پایمردیِ جبریلِ پایمرد
بر طاقِ آسمان نتوانند بست خو
هوش مصنوعی: جز با قدرت و شجاعت جبرئیل، هیچ کس نمیتواند بر بلندیهای آسمان قدم بزند و جایگاهی پیدا کند.
در کیشِ عاشقان برافکنده عقل و حکم
در پیشِ آفتاب جهانتاب تیغ و ضو
هوش مصنوعی: در مذهب عاشقانه، عقل و استدلال کنار گذاشته میشود و در برابر نور تابان عشق، همچون تیغی درخشان و نورانی قرار میگیرد.
در کشتزارِ عالمِ دنیا نزاریا
إلّا به داسِ همّتِ مردان مکن درو
هوش مصنوعی: در زمینهای که زندگی میکنیم، نمیتوان هیچ چیزی کاشت مگر با تلاش و ارادهی قوی مردان.
خواهی بهشتِ عدن بگویم ترا عیان
از حلقۀ ولایتِ عدنان برون مشو
هوش مصنوعی: اگر بهشتِ عدن را میخواهی، به تو میگویم که از دایرهی محبت و پیوند با خاندان عدنان دور نشوید.