برگردان به زبان ساده
ای دلِ سوداییِ من چند ز رعناییِ تو
آفتِ بد نامیِ من غایتِ رسواییِ تو
هوش مصنوعی: ای دل آرزومند من، چرا به زیبایی تو دل خوش کردهای؟ این زیبایی باعث ایجاد شهرت بد و رسوایی من شده است.
مشعله بر سر کردی فتنه برون آوردی
یادِ جگرخواریِ من در غمِ تنهاییِ تو
هوش مصنوعی: تو با شعلهای که بر سر داری، فتنهگری و یاد رنجی را که به خاطر تنهاییات کشیدم، زنده کردهای.
بهرهنخواهی بردن غرّه نخواهم گشتن
تو ز سبکباریِ من من ز شکیباییِ تو
هوش مصنوعی: نمیخواهم از تو بهرهای ببرم، چون نسبت به آرامش و سادگیام مغرور نخواهم شد. من نیز به خاطر صبر و استقامت تو مغرور نخواهم بود.
صبر کنم تا چه شود کارِ فرو بستۀ من
هم بگشاید روزی تعبیهآراییِ تو
هوش مصنوعی: من منتظر میمانم تا ببینم کار بستهام چه زمانی باز میشود و امیدوارم که این باز شدن به واسطهی تدبیر و مهارت تو باشد.
گشت ز بیدادیِ تو طاقتِ من طاقشده
عمرِ گرانمایهٔ من در سر خودراییِ تو
هوش مصنوعی: به دلیل ظلم و بیعدالتیهای تو، دیگر طاقت من تمام شده و عمر باارزش من تحت تاثیر خودسریهای تو به هدر رفته است.
چند تحمّل کردم تا ز جفا در گذری
صاف نشد با دلِ من خاطرِ هرجاییِ تو
هوش مصنوعی: من مدت زیادی را به خاطر بیمهریهای تو تحمل کردم، اما دل من هرگز نتوانسته است با تو که خودت همیشه بیثباتی، آرام بگیرد.
کیست نزاری که کند با چو تویی دلبازی
گرچه چو او هست بسی واله و شیدایی تو
هوش مصنوعی: کیست که بتواند با تو دل و بازی کند، در حالی که تو به تنهایی از بسیاری دیگر واله و شیدا تری؟