برگردان به زبان ساده
ای که از مکرِ عدو بر خویش میپیچی چنین
نصِّ قرآن گوش کن والله خیرالماکرین
هوش مصنوعی: ای کسی که به خاطر فریبهای دشمن، به این حالت درآمدهای، به این آیه قرآن گوش کن که خداوند بهترین فریبدهندگان است.
تا شوی از مکرِ دشمن ایمن از خود دور باش
هیچ دیگر نیست إلّا او جز او چیزی مبین
هوش مصنوعی: برای اینکه از نیرنگ دشمن در امان باشی، لازم است که از خودت دوری کنی و هیچ چیز را جز او نبینی.
از سرِ سر بایدت اول قدم برخاستن
تا توانی بود با کرّوبیان خلوتنشین
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی با فرشتگان در مقام نزدیکان خداوند قرار بگیری، ابتدا باید از جایی آغاز کنی و قدم نخست را برداری.
شاید ار تضمین کنم بیتی موافق از حکیم
«کز ملک بر همّت او آفرین باد آفرین»
هوش مصنوعی: شاید اگر من یک شعر دیگر از حکیم بیاورم که بیانی مشابه داشته باشد و درباره ارزش و بزرگی همت انسان باشد، مناسب به نظر برسد.
بگذرد از سدرۀ اعلا به قدر و مرتبت
«هر که را ملکِ قناعت شد مسلّم بر زمین»
هوش مصنوعی: هر کسی که به قناعت و رضایت خاطر دست یابد، به مقام و مرتبهای میرسد که فراتر از آنچه در دنیای مادی است، خواهد گذشت.
مرد تا در تحتِ فرمانِ دلِ ناقص بود
کی تواند زد به هم بر خیر و شرّ و کفر و دین
هوش مصنوعی: مرد تا زمانی که تحت تأثیر دل ناتمام و ناقص خود باشد، نمیتواند به خوبی و بدی یا کفر و ایمان پی ببرد.
رو به خود چیزی مدان چیزی مبین یکباره شو
محوِ مطلق تا شود علمالیقین عینالیقین
هوش مصنوعی: به خودت توجه نکن و به چیزی ننگر. ناگهان وارد حالت غیابی شو تا علم واقعی به یقین واقعی تبدیل گردد.
گر به تسلیم و رضا از خویش بیرون آمدی
اینک ای فرزند هین بر شو به فردوسِ برین
هوش مصنوعی: اگر با تسلیم و رضایت از خود گذشتی، اکنون ای فرزند، به بهشت برین برو.
ور برون کردی ز سر سودایِ خمر و آز و حرص
اینک ای بابا بیا بستان ز ما ماءِ معین
هوش مصنوعی: اگر از سر خود خیال نوشیدن شراب و خواستههای دنیوی و حرص و طمع را دور کنی، حالا ای دوست، بیا و از ما آب زلال و خالصی بگیر.
اعتماد ار میکنی بر فضلِ مولا کن که نیست
چون توکّل در جهان حصن حصین سدّ متین
هوش مصنوعی: اگر به خداوند اعتماد کنی، به او روی بیاور و از فضل او کمک بگیر، زیرا هیچچیزی مانند توکل به او، انسان را از مشکلات و خطرات محافظت نمیکند.
از میانِ حلقۀ مردان چو حلقه بر دری
تا تو باشی چارسو در بند زر همچون نگین
هوش مصنوعی: این شعر به تصویر کشیدن رابطهای عمیق و خاص اشاره دارد. در اینجا، شاعر به وصف شخصیتی میپردازد که در میان جمعی از مردان قرار دارد، اما در عین حال برای او مانند یک نگین در میان جواهرات ارزشمند است. این تصویر نشاندهنده اهمیت و ارزش آن فرد در زندگی اطرافیانش است و به نوعی به جایگاه ویژهاش اشاره دارد. همچنین، به نوعی از زیبایی و درخشندگی در این وجود اشاره میکند که توجه همه را به خود جلب میکند.
مسکرات الوجد میخوان تا نزاری گویدت
چیست خلد و کوثر و شیر و شراب و انگبین
هوش مصنوعی: از شادی و نشئه عشق بگو تا ببینی که نزار چه چیزی را به عنوان بهشت، نهر عسل، شراب و شهد توصیف میکند.