برگردان به زبان ساده
مستم از اقداحِ مالامالِ تو
وز شرابِ کشفِ وجد و حالِ تو
هوش مصنوعی: من غرق در زیبایی و ثروت تو هستم و از لذتهای عمیق و احساساتی که در وجود تو وجود دارد، مست شدهام.
نیست ما را نسبتی با عقل و نفس
زآن که هر مرغی ندارد بالِ تو
هوش مصنوعی: ما هیچ ارتباطی با عقل و نفس نداریم، چرا که هر پرندهای نمیتواند به اندازه تو پرواز کند.
گرچه عقل و نفسِ ما در عینِ عشق
هم سلامان است و هم ابسالِ تو
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ذهن و روح ما در حالت عشق به تو، هم در کمال و هم در ضعف هستند.
عقل و نفس و جسم و جان آمادهاند
منتظر بر عزمِ استقبالِ تو
هوش مصنوعی: عقل، نفس، جسد و روح همگی آمادهاند و منتظر هستند تا به استقبال تو بیایند.
تا بر افتد کفر و دین و ما و من
آرزومندم به استیصالِ تو
هوش مصنوعی: من آرزو دارم که به هر شکست و ناامیدی برسم، حتی اگر باعث سقوط باورها و هویتم شود.
بر تو هرگز من نمیخواهم بدل
هم تو باشی هم تویی اَبدالِ تو
هوش مصنوعی: هرگز نمیخواهم که تو را به جای کسی دیگر ببینم، زیرا تو برای من بینظیری و هیچکس نمیتواند جایگزین تو باشد.
چون منی را خود به بازارِ قبول
بر نیارد قیمتی دلّالِ تو
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند من نتواند در بازار ارزش و قیمتی پیدا کند، دیگر هیچ کس هم نمی تواند.
آسمان گر بر زمین افتد چه باک
چون بود ثابتقدم حمّالِ تو
هوش مصنوعی: اگر آسمان هم بر زمین بیفتد، نگران نباش چون تو همیشه ثابت و استوار هستی.
در جوارِ عشق، سدّی محکم است
گو جهان بر هم زند زلزالِ تو
هوش مصنوعی: در کنار عشق، دیواری محکم وجود دارد که حتی اگر جهان را به لرزه درآورد، نمیتواند آن را تخریب کند.
بگذرانم وادیِ وهم و خیال
گر برون آیم به استدلالِ تو
هوش مصنوعی: اگر از دنیای توهم و خیال گذر کنم و بیرون بیایم، با دلیل و منطقت میتوانم به درستی برسم.
با نزاری گفتم ای شوریدهسر
با که گویم فصلی از احوالِ تو؟
هوش مصنوعی: با نازکی به او گفتم، ای دیوانه، با چه کسی از حال و روز تو صحبت کنم؟
گفت ای عقل از ملامت تا به کی؟
چند از این بیهوده قیل و قالِ تو؟
هوش مصنوعی: ای عقل، از سرزنش کردن دیگران تا کی؟ چرا همچنان به این حرفهای بیهوده ادامه میدهی؟