برگردان به زبان ساده
صحبت اهل دلی و جاه من و جان من
گوشه ی ویرانه ای ملک سلیمان من
هوش مصنوعی: گفتگو با انسانهای پرشور و عمیق، برای من و جانم مانند یک گوشه از ویرانهای است که نمادی از پادشاهی سلیمان است.
پای خم و دردیی کوثر و طوبای من
عافیت و گلخنی باغ و گلستان من
هوش مصنوعی: من در پیلوت خمیده و دلی رنجور، از آب شفاف کوثر و درختان طوبی لذت میبرم. در عافیت و آرامش، باغ و گلستان من به سر میبرد.
ساغر جمشید وقت پاشنه ی کفش من
خم چه ی نمرود عهد کوزه ی برخوان من
هوش مصنوعی: ساغر جمشید و می نوشیدنی که زندگی را آسانتر میکند، به اندازهای برای من اهمیت دارد که حتی با پاشنه ی کفش من نیز خم میشود. این به این معنی است که من در زندگی، به یاد گذشتهها و زمانهایی که به آنها اشاره میشود، غرق هستم و پیوسته به یاد آنان هستم.
چند شوی در جوال بس که شنیدی محال
خیز بیا گو ببین معجز و برهان من
هوش مصنوعی: بیا و از نزدیک معجزه و دلیلی که دارم را ببین. دیگر بس است از شنیدن چیزی که محال به نظر میرسد؛ بلند شو و بیایید.
هم چو سلیمان شدم حاکم دیو و پری
نفس مسلط چو شد تابع فرمان من
هوش مصنوعی: من مانند سلیمان شدم، حاکم بر دیوان و پریان. وقتی نفس من تحت کنترل درآمد، همه چیز تابع اراده و فرمان من شد.
پیش نزاری شدم عشق بیاموختم
تا به هزیمت برفت عقل خطادان من
هوش مصنوعی: با نزدیک شدن به ناامیدی، عشق را یاد گرفتم تا اینکه عقل خطاکار من راه خود را گم کرده و از دست رفت.