برگردان به زبان ساده
الغیاث ای دوستان از درد بی درمان من
خود نمی بخشاید آخر هیچ دل بر جان من
هوش مصنوعی: ای دوستان، از درد بیدرمان من فریاد کمک سر دهید، چون دل خود به من رحم نمیکند و دردی که دارم، کارساز نیست.
هم عفا الله غم که گر صد مصلحت دارد دمی
نیست غایب هرگز از بیغوله احزان من
هوش مصنوعی: غمی که بخشیده شده، با وجود اینکه صدها دلیل برای خوشحالی وجود دارد، اما هیچگاه از گوشه دورانی غم و اندوه من دور نمیشود.
عاقلان بر من ملامت می کنند آری ولیک
چون کنم با دل که کمتر می کند فرمان من
هوش مصنوعی: عاقلان بر من خرده میگیرند و انتقاد میکنند، اما من چه طور میتوانم با دلم رفتار کنم؟ دل من کمتر از آنچه که میخواهم، به حرف من گوش میدهد.
مردم آگه نیست از تاویل روز رستخیز
من بگویم چیست آن شب های بی پایان من
هوش مصنوعی: مردم از معانی عمیق روز رستاخیز بیخبرند، اما من میخواهم بگویم که آن شبهای بدون پایان من چه معنایی دارند.
دل کبابی بود و اکنون خون شده در دامنم
می چکاند قطره قطره چشم خون افشان من
هوش مصنوعی: دل من مانند کبابی در آتش سوخته است و حالا مانند جوی خون در دامنم چکه میکند. چشمانم نیز همچون چشمهای از خون، اشک میریزند.
تن حصیر نفت آلوده ست و آتش در میان
هم سر از جایی برآرد آتش پنهان من
هوش مصنوعی: بدن من مانند حصیری است که به نفت آلوده شده و در میان آن آتشسوزی وجود دارد؛ این آتش پنهان ممکن است از جایی سربلند کند.
دوست میدارم که را آن را کز اول بسته اند
با شکنج حلقه های زلف او پیمان من
هوش مصنوعی: من دوستی را میپسندم که از ابتدا با پیچ و تابهای موهایش، به من پیوند خورده است.
بعد ازین دل در ضلالت می رود یعنی که شد
زلف او استغفرالله العظیم ایمان من
هوش مصنوعی: پس از این، دل در گمراهی میرود، یعنی موهای او باعث شده که از خداوند بزرگ طلب بخشایش کنم و ایمان من تحت تأثیر قرار گرفته است.
دل به زاری خون شد و جانم به خواری می برد
بر نزاری رحمتی کن آخر ای جانان من
هوش مصنوعی: دل من به شدت پریشان و غمگین است و جانم در حال رنج و ناخشنودی میباشد. ای محبوب من، لطفاً بر من رحم کن.