برگردان به زبان ساده
ای که ندانی که چیست حالِ من و یارِ من
بیش ملامت مکن غافلی از کارِ من
هوش مصنوعی: ای کسی که نمیدانی حال من و معشوقم چگونه است، بیشتر از این مرا ملامت نکن؛ چون تو از وضعیت من بیخبری.
چند بطون و ظهور عاشق و عینِ حضور
منتظران را وقوف نیست بر اسرارِ من
هوش مصنوعی: عاشقان و افرادی که منتظرهستند، به عمق و رازهای وجود من آگاهی ندارند و از حقیقت وجود من بیخبرند.
از من و از خود مگو کز شرفِ یار من
نیست ملک را مجال در حرمِ یار من
هوش مصنوعی: از من و از خودت صحبت نکن، زیرا موقعیت و مقام من به واسطه محبوبم است و این مقام به هیچ کس دیگری تعلق ندارد.
مملکتِ جان و دل وقفِ غمش کردهام
عشق گواهی دهد بر خط و اقرارِ من
هوش مصنوعی: من تمام وجودم را به خاطر غم و اندوه وقف کردهام و عشق در گواهی بر حرفها و اعترافهایم، شاهد من است.
عشق مرا هرکسی تهمتِ دیگر نهد
بیخبر از من که چیست شیوه و هنجارِ من
هوش مصنوعی: عشق من را هر کسی به گونهای دیگر تعبیر میکند، در حالی که خودشان از حقیقت احساسات من بیخبرند و نمیدانند من چگونه زندگی میکنم و چه اصولی دارم.
با که توان گفت باز آنچه مرا کشف شد
زآن که نیارد کسی طاقتِ گفتارِ من
هوش مصنوعی: با که میتوانم صحبت کنم از آنچه بر من آشکار شده است، زیرا هیچکس تاب گفتن آن را ندارد.
گر شود آگه که چیست در دلِ پر آتشم
جامه بسوزد چو پوست بر بدنِ زارِ من
هوش مصنوعی: اگر بداند که چه احساسی در دل آتشین من وجود دارد، لباسش مثل پوستی که بر بدن نزار من است، خواهد سوخت.
هرکس از آنجا که اوست مینهدم تهمتی
هرچه بتر گو بگو کم غم و تیمارِ من
هوش مصنوعی: هر کسی از جایگاه خودش میافتد و به من نسبت میدهد. هر چه بدتر باشد بگو، خیلی کم به غم و درد من اهمیت میدهم.
حاسدِ شوریده بخت گر غرضی میکند
نیست تفاوت مرا گو بکن انکارِ من
هوش مصنوعی: حسود بدبخت اگر نقشهای میکشد، برای من فرقی ندارد؛ بگو که من را انکار کند.
طرفه نباشد که خام عیب نزاری کند
سوخته داند که چیست آتش هموارِ من
هوش مصنوعی: جالب است که کسی که هنوز نادان است، عیوب دیگران را بشمارد؛ در حالی که کسی که تجربه سوختن را دارد، به خوبی میداند آتش چیست و چقدر دردناک است.