برگردان به زبان ساده
اگر دست واگیری از کارِ من
نماند زمن جز من ای یارِ من
هوش مصنوعی: اگر کمک و همراهیات را از من بگیری، دیگر کسی جز خودم برایم نمیماند، ای یار من.
مگر هم تو رحمت کنی ورنه پس
چه خیزد ز گفتار و کردارِ من
هوش مصنوعی: اگر تو به من رحم نکنی، پس از گفتهها و کارهایم چه نتیجهای حاصل خواهد شد؟
سرم را به دستِ عنایت بپوش
مگر از عدم برکشی خارِ من
هوش مصنوعی: سرم را زیر سایه لطف و رحمت تو قرار بده تا از وجودم چیزی نیفتد و در حالت نبود به بیحالی دچار نشوم.
اگر گردِ عالم بگردانی اَم
به جز کویِ تو نیست هنجارِ من
هوش مصنوعی: اگر به هر نقطه از دنیا سفر کنی، من جز در راه تو نمیتوانم به جایی بروم.
تو بیرون بر از من مرا زآن که نیست
سفر کردن از خویشتن کارِ من
هوش مصنوعی: تو از من دور هستی، چون نمیتوانی از خودت دور شوی و سفر کنی.
به جز روی تو نیست محرابِ دل
به جز نامِ تو نیست تکرار من
هوش مصنوعی: جز چهره تو هیچ کس در دل من جایگاهی ندارد و جز نام تو هیچ چیز دیگر وجودم را پر نمیکند.
مکن سرگرانی که تدبیر نیست
به بازویِ عقل سبکسار من
هوش مصنوعی: نمیتوانی در پی خوشگذرانی باشی چون تدبیر و اندیشهام ضعیف است.
نه آخر نزاریِ زارِ توم
ببخشای بر ناله ی زارِ من
هوش مصنوعی: نزار، در حالتی که غمگین و پریشان هستی، از نالهی من و زاریام چشمپوشی کن و مرا ببخش.
به چشمانِ مستت که با غمزگان
بگو تا نجویند آزارِ من
هوش مصنوعی: به چشمان زیبا و سرمستت بگو که با ناز و چشمان نازک خود، دیگر به دنبال آزار و آزار دادن من نباشند.