برگردان به زبان ساده
یاد باد آن شب که خوش کردم شبت
گر چه ناخوش کرده بد آن شب تبت
هوش مصنوعی: به یاد میآورم آن شبی که دلم را شاد کردم، هرچند آن شب تو را ناراحت کردم.
کاسه ی تب خال بر می داشتم
نفیِ تهمت را به دندان از لبت
هوش مصنوعی: با خودش فکر میکردم که اگر از درد و زخم بر لبانت به شدت رنج بکشم، تمام تهمتها و نیکیها را به یاد میآورم و به یاد تو میافتم.
غایبی از چشم و در گوشم بماند
هم چنان آوازِ یا رب یاربت
هوش مصنوعی: هرچند که تو از نظرم دوری، اما صدای تو هنوز در گوشم باقی مانده، گویی که همیشه در حال ندا کردن به تو هستم.
یاد باد آن شب که مجلس روز کرد
عکسِ نورِ با فروغِ غبغبت
هوش مصنوعی: به یاد میآورم شبی را که مجلس با نور پژمردهای روشن شد و یادآور لحظات زیبا و پرشکوهی بود.
هم چو پروین اشک می ریزم ز چشم
در فراقِ زلفِ هم چون عقربت
هوش مصنوعی: همانند پروین (ستارهای در آسمان)، در فراق زلف تو اشک میریزم، زلفی که مانند عقرب است.
سروبستان را تفرّج می کنم
از پی بالایِ شنگِ شبشبت
هوش مصنوعی: در حال گشت و گذار در سرسبزیها و باغها هستم و به دنبال زیباییهای آن در شبهای دلانگیز میگردم.
جان نخواهد برد می دانم چو روز
از شب هجران نزاری عاقبت
هوش مصنوعی: میدانم که جانم را نخواهد گرفت، چون روز در نهایت از شب جدایی میگذرد.