برگردان به زبان ساده
دوستان با جگرِ تشنه رسید آب حیات
کوریِ مدّعیان را به محمّد صلوات
هوش مصنوعی: دوستان با دلهای گرسنه و تشنه به زندگی به سرچشمهای رسیدند که کمک میکند تا کوران و ادعاکنندگان نادان را بشناسند و از راهنماییهای پیامبر بهرهمند شوند.
شکرِ حق را که نمردیم و رسیدیم به کام
عاقبت هم اثری روی نمود از دعوات
هوش مصنوعی: سپاسگزاریم که زنده ماندیم و به خواستهمان رسیدیم و در پایان زندگیامان، نشانهای از دعاهایمان نمایان شد.
ما به فروسِ ملاقات رسیدیم و حسود
تا به جاوید بماناد ولی در درکات
هوش مصنوعی: ما به لحظههای دیدار رسیدیم و حسودان آرزوی جاودانگی دارند، اما در مرتبههای پایینتر باقی میمانند.
حق تعالی به کرم باز به ما در نگرید
وز سرِ مرحمت از دستِ بلا داد نجات
هوش مصنوعی: خداوند با لطف و رحمتش به ما نظر کند و از روی احسانش، ما را از خطر و بلا نجات دهد.
آن کشیدیم ز ایّام که گر شرح دهیم
نیست ممکن که مهندس کند ادراکِ صفات
هوش مصنوعی: ما بر اثر روزگار سختی کشیدیم که اگر بخواهیم آن را توضیح دهیم، غیرممکن است. چون هم به درک کیفیتها و ویژگیها نیاز داریم و هم به مهارت و کاردانی که توصیف این تجربیات را برای ما ممکن کند.
چون دگر بی قدمان دست به هرکس نزدیم
عهدِ محکم نشکستیم و نمودیم ثبات
هوش مصنوعی: ما به هیچکس دیگری دست نزدیم و پیمان محکمی که بسته بودیم را نشکستهایم و نشان دادهایم که در عهد خود استوار و پایدار هستیم.
کارِ ما با نفسِ باز پسین آمده بود
همه دل ها بنهادیم ضرورت به ممات
هوش مصنوعی: کار ما با نفس جدید به پایان رسید و همه دلها را در برابر ضرورت مرگ قرار دادیم.
خطِّ تسلیم بدادیم و طمع ببریدیم
بارِ دیگر ملک الموت بدل کرد برات
هوش مصنوعی: ما تسلیم سرنوشت شدیم و از امید و آرزوهای گذشته دست برداشتیم. حالا دوباره مرگ به ما یادآوری کرده که زندگی چه زودگذر است.
اگرت سیم و زری نیست نزاری به نثار
سر به شکرانه در انداز و بده جان به زکات
هوش مصنوعی: اگر پول و ثروتی نداری، حداقل غمگین نباش و نعمتهایت را به شکرانه خداوند نثار کن و جانت را در راه خوبیها فدای دیگران کن.
هرکسی را طمعی هست ولیکن ما را
چه به از دوست که آرند ز غربت سوغات
هوش مصنوعی: هر کسی آرزویی دارد، اما برای ما چه فرقی میکند؛ تنها دوستمان که از دوری برایمان هدیهای بیاورد، اهمیت دارد.