برگردان به زبان ساده
عشق از نو باز دستانساز گشت
عکس سوی اصل آخر بازگشت
هوش مصنوعی: عشق دوباره به شکل دستانساز درآمد و تصویر به سمت اصل و آغاز خود بازگشت.
هجرها رفتند و آمد وصلها
عکسها رفتند سوی اصلها
هوش مصنوعی: فراقها و دوریها به پایان رسید و لحظات وصل و دوستی آمدند. یادها و تصویرها به سرمنزل اصلیشان بازگشتند.
مرغی افتاده سوی دام از چمن
بس عجب گر گیرد آرام از چمن
هوش مصنوعی: پرندهای در حال نزدیک شدن به دام از دشت است و جالب است که اگر از دشت دور شود، به آرامش خواهد رسید.
ور گرفتاری او بسیار شد
مدتی مهجور از گلزار شد
هوش مصنوعی: اگر او به شدت دچار مشکل شود، مدتی از باغ گل دور خواهد ماند.
طبع او با دام و دانه یار گشت
خاطر او فارغ از گلزار گشت
هوش مصنوعی: او به خاطر محبوبیت شکار و زندگی در میان نعمتها و زیباییها، از جمال و زیباییهای طبیعت بیخبر و فارغ شده است.
با هم آوازان بطرف گلستان
گاه در پرواز و گه در آشیان
هوش مصنوعی: پرندگان با هم به سمت باغ گل میروند؛ گاه در آسمان پرواز میکنند و گاه در لانههای خود استراحت میکنند.
تا بدان غایت برون از یاد کرد
کو همی خود را گمان آزاد کرد
هوش مصنوعی: برای رسیدن به آن هدف، از یاد برد که چگونه خود را آزاد تصور میکند.
باورش نامد که گلزاریش بود
با گل و گلشن سرو کاریش بود
هوش مصنوعی: او نتوانست باور کند که باغی با گلهای زیبا و درختان سرو به او مربوط میشود.
بوی گل رو در چمن بنمایدش
رهنما جذب گلستان آیدش
هوش مصنوعی: عطر گل در چمن به او راهنمایی میکند و او را به سمت باغ گل میکشاند.
عشق از نو باز دستان ساز کرد
مرغ سوی آشیان پرواز کرد
هوش مصنوعی: عشق دوباره باعث شد که پرنده دستانش را باز کند و به سمت آشیانهاش پرواز کند.