برگردان به زبان ساده
شاهد غیبی که خود مستور بود
بود خود آیینه، خود منظور بود
هوش مصنوعی: شاهد پنهانی که خودش در پرده بود، خود به عنوان آینه و هدف نمایان میشود.
عشق چون مشاطگی آغاز کرد
پرده از روی نکویش باز کرد
هوش مصنوعی: عشق همچون آرایشگری شروع به کار کرد و پرده را از چهره زیبایش کنار زد.
از نخست آیینهای پیشش نهاد
آینه از صورت خویشش نهاد
هوش مصنوعی: در ابتدا، او یک آینه بهجلو گذاشت و با تماشای آن، تصویر خود را در آن قرار داد.
عکس روی خویش در آیینه دید
گرچه از عکسش شد آیینه پدید
هوش مصنوعی: او تصویر خود را در آینه مشاهده کرد، هرچند که فقط تصویرش از آینه نمایان شد.
بر جمالش حسنی از نو خواست عشق
رویش از هر گونهای آراست عشق
هوش مصنوعی: عشق از زیبایی او دوباره جزئیات تازهای طلب کرد و چهرهاش با هر نوع زیبایی زینت داده شد.
پس پریشان کرد زلف مشکبوی
در حجاب زلف پنهان کرد روی
هوش مصنوعی: پس او با زلفهای مشکین خود، همه چیز را به هم ریخته و چهرهاش را در پشت آن زلفها پنهان کرده است.
گرچه ما محروم از روی وییم
هم اسیر زلف دلجوی وییم
هوش مصنوعی: هرچند که ما از دیدار چهرهی او محروم هستیم، اما همچنان در دام زلف و زیبایی دلجوی او گرفتاریم.
تاکنون آیینهاش باشد به پیش
عشق میبازد همی با عکس خویش
هوش مصنوعی: او تا به حال به خاطر عشق تصویر خودش را در آیینه میبیند و همچنان در رقابت با خود ادامه میدهد.
عاشق است او با صد استغنا و ناز
عشق کس دیدهست بی عجز و نیاز
هوش مصنوعی: او عاشق است و در حالی که به نظر میرسد در نهایت بینیازی و ناز و کرامت قرار دارد، عشق کسی را نمیتواند ببیند که بدون کمبود و نیاز به محبت باشد.
صبر از عکسش چو نتواند حبیب
عکس کی از اصل بتواند شکیب
هوش مصنوعی: صبر، که نمایی از عشق است، اگر نتواند خود را نشان دهد، چگونه میتواند از اصل خود، که عشق است، صبر کند؟