برگردان به زبان ساده
گلستانش را گلی پیدا نبود
از گل او بلبلی شیدا نبود
هوش مصنوعی: در باغ او هیچ گلی یافت نمیشود و از زیباییاش خبری نیست، مانند بلبل شیدایی که در این گلستان پرواز کند.
فرقها ناز و نیاز از هم نداشت
بلبل و گل امتیاز از هم نداشت
هوش مصنوعی: بلبل و گل هیچ تفاوتی در ناز و نیازشان با هم ندارند و هر دو از یکدیگر متمایز نیستند.
ناگهان پیدا نیاز از ناز شد
حسن و عشق از یکدگر ممتاز شد
هوش مصنوعی: ناگهان عشق و زیبایی از هم تمایز پیدا کردند و نیاز به عشق از میان ناز و محبت بروز کرد.
احتیاج آمد ز استغنا برون
گشت استغنا بر استغنا فزون
هوش مصنوعی: نیاز به وجود آمد و این نیاز به غنی بودن انجامید و در نتیجه، غنی بودن بر غنی بودن افزوده شد.
ابر آزاری ره گلشن گرفت
سبزهها آغاز روییدن گرفت
هوش مصنوعی: ابر آزار به سمت باغ حرکت کرد و باعث شد سبزهها شروع به روییدن کنند.
هر یکی فیضی از او قابل شده
سوی چیزی هر یکی مایل شده
هوش مصنوعی: هر کسی به نوعی از لطف و برکت خدا بهرهمند شده و به سوی چیز خاصی تمایل دارد.
این یکی بیرنگی آن یک رنگ خواست
وان یکی ناموس و آن یک ننگ خواست
هوش مصنوعی: یکی از آنها میخواست بیطرف باشد و هیچ رنگی به خود نگیرد، در حالی که دیگری به دنبال اعتباری بود و سومی به دنبال افتخار و شرف خود.
پس به وفق خوی و استعدادشان
آنچه باید داد لایق دادشان
هوش مصنوعی: بنابراین مطابق با شخصیت و تواناییهای هر کس، باید به او چیزی را عطا کرد که شایستهاش باشد.
سبزهها را ساخت از گلها جدا
داد مرغان را جدا از هم نوا
هوش مصنوعی: سبزهها را با گلها جدا کرد و مرغان را هم از همدیگر به دور نگه داشت.
نه گلی آگاه از بلبل هنوز
بلبلی را نه خبر از گل هنوز
هوش مصنوعی: میتوان گفت که نه گل از حال بلبل خبر دارد و نه بلبل از حال گل. این به نوعی نشاندهندهی بیخبری و ناآگاهی هر دو از یکدیگر است.
گل به جیب شاخ رخ کرده نهان
عندلیب آسوده اندر آشیان
هوش مصنوعی: گلی در شاخهی درخت پنهان است و بلبل با آرامش در لانهاش نشسته است.
عشقها پنهان به هم میباختند
عاشقی پنهان ز هم میساختند
هوش مصنوعی: محبتها به طور نهانی میان هم رد و بدل میشد و عاشقان به صورت مخفیانه برای یکدیگر عشق میورزیدند.
نی قد سروی هنوز افراخته
نی به سروی قمریی جا ساخته
هوش مصنوعی: تنها نی به قامت بلندی شبیه سرو هنوز ایستاده است و نی به سروی، قمر را در جایی به آرامش و سکون دعوت کرده است.
طرهٔ سنبل همان بی تاب بود
دیدهٔ نرگس همان در خواب بود
هوش مصنوعی: موهای خوشبو مثل گل سنبل بود و چشمهای نرگس خوابآلود و بیتاب بودند.
باد نوروزی به طرف گلستان
شد پی زیب چمن دامن کشان
هوش مصنوعی: باد بهاری به سوی گلستان میوزد و در حال حرکت، دامن چمن را به زیبایی میکشاند.
مهدهای گل عیان آمد به شاخ
عندلیب از آشیان آمد به شاخ
هوش مصنوعی: گلهای زیبا به وضوح بر روی شاخههای بلبل ظاهر شدند و مانند یک پرنده از آشیانه خود به شاخهها آمدند.
پرده از رخسار گلها باز شد
عندلیبان را نواها ساز شد
هوش مصنوعی: با کنار رفتن حجاب از چهرهی گلها، آوازهای خوشی برای قناریها آغاز شد.
طرهٔ سنبل پریشانی گرفت
لاله در دل داغ پنهانی گرفت
هوش مصنوعی: دخترکی با موهای خوشفرم و زیبا، به دل لالهای که در غم و راز پنهانی به سر میبرد، تاثیر عمیقی گذاشت.
نرگس از خواب عدم بیدار شد
چشم او زیب رخ گلزار شد
هوش مصنوعی: نرگس از خواب عدم بیدار شد و چشمش زیبا و چشمنواز مانند گلها در باغ شد.
سروها را پای در گلها بماند
لاله ها را داغ بر دلها بماند
هوش مصنوعی: سروها در گلها باقی میمانند و لالهها زخمهای عمیقی بر دلها میگذارند.