برگردان به زبان ساده
ای طفیل بود تو بود همه
بود در سودای تو سود همه
هوش مصنوعی: ای موجودی که به خاطر تو وجود دارد، همه چیز در آرزوی توست و تمام سودها به خاطر توست.
بودی و جز بود تو بودی نبود
بود پنهان آتشی دودی نبود
هوش مصنوعی: تو همیشه بودی و تنها وجود تو بود که مرا مشغول میکرد. یک آتش پنهانی در درون داشتم که البته دودی نداشت و برملا نمیشد.
عشق ناگه زد بر آتش دامنی
شعلهها سر کرد از هر روزنی
هوش مصنوعی: عشق بهطور ناگهانی شعلهای گرم و پرانرژی از خود بروز داد و از هر درز و شکافی، نور و حرارتش را منتشر کرد.
شعلهها راه ظهور آموختند
پردهها یک یک سراسر سوختند
هوش مصنوعی: شعلهها به ما نشان دادند که چگونه باید خود را نشان دهیم و پردهها یکی پس از دیگری به طور کامل سوختند.
شد عیان از شعلهها آنگاه دود
شعلهها را دودها پنهان نمود
هوش مصنوعی: از شعلهها پیداست که چگونه دود آنها را به خوبی پوشانده است.
از درون چشمها جوشید رود
در کمون چشمهها کوشید رود
هوش مصنوعی: از چشمان جاری عشق و احساس، زندگی و زیبایی شکل میگیرد و در دل چشمهها، به آرامی و با تلاش جریان مییابد.
چشمها زان دود نابینا شده
چشمهها زان رود ناپیدا شده
هوش مصنوعی: چشمها از آن دود آسیب دیده و نابینا شدهاند و چشمهها به خاطر آن رود نامشخص و پنهان شدهاند.
چشم ما زان رودها خیره شده
روز ما زان دودها تیره شده
هوش مصنوعی: چشم ما به خاطر آن رودها حیرتزده شده و روز ما به خاطر آن دودها تاریک و کدر شده است.
چون جمالش از حجاب غیب رَست
از شهود خویش بر خود پرده بست
هوش مصنوعی: وقتی زیباییاش از پوشش پنهان بیرون آمد، برای خود از مشاهدهاش پردهای کشید.
بود تا بود او ز چشم غیر دور
از خفا گاهی و گاهی از ظهور
هوش مصنوعی: او همیشه وجود داشت و حضورش در نظر دیگران ناپدید بود، گاهی در خفاء و گاهی به وضوح نمایان می شد.
کیست دانی غیر این ما و منی
چیست دانی سیر زین ماء منی
هوش مصنوعی: آیا میدانی غیر از ما و من چه چیزی وجود دارد؟ آیا میدانی این جریان شیرین عشق برای چه چیزی است؟
چشم ما یک ره نبیند سوی دوست
ور ببیند هر چه بیند روی اوست
هوش مصنوعی: چشم ما هیچ راهی را به سمت دوست نمیبیند، و اگر هم چیزی ببیند، تنها چهره او را میبیند.