برگردان به زبان ساده
بس در وفا تأمل و تأخیر می کنی
تا می کنی به وعده وفا پیر می کنی
هوش مصنوعی: تو آنقدر در وفاداری تأمل و تعلل میکنی که وقتی به وعدهات عمل میکنی، دیگر جوان نیستی و پیری به سراغت آمده است.
رنجش طبیعتی تو و بیداد خوی تست
با خلق صلح از سر تزویر می کنی
هوش مصنوعی: درد و ناراحتی تو از سر طبیعت و ظلم خودت است، اما با دیگران به ظاهر خوب رفتار میکنی و با نیرنگ صلح برقرار میکنی.
خود ظلم کرده از دل ما غبن می کشی
دل مفت برده دعوی توفیر می کنی
هوش مصنوعی: تو خود بر دل ما ستم کردهای و حالا از این دل آسیبدیده گلایه میکنی، در حالی که قلبی که به آسانی به دست آوردهای، تو را به چالش میکشد.
ما را حدیث چون و چرا از حساب نیست
در ملک خود تصرف و تدبیر می کنی
هوش مصنوعی: ما در مورد چگونگی و چراهایی که به حساب میآید صحبت نمیکنیم، چون تو در سرزمین خودت قدرت تصرف و تدبیر داری.
گر بر جمال بتکده ما نظر کنی
لبیک می فرستی و تکبیر می کنی
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی وصال ما نگاه کنی، به شوق آمده و تنها صداها و اذکار عبادت را بر زبان خواهی راند.
گر قاصر از تصور اویی عجب مدان
نقشی که نیست باب تو تصویر می کنی
هوش مصنوعی: اگر نتوانی او را به درستی در ذهن خود تصور کنی، تعجب نکن؛ زیرا تو نقشی را که حقیقت ندارد، تنها به خاطر خیالاتت به تصویر میکشی.
از زلف او نمی رهی ار صد هزار سال
شبدیز می دوانی و شب گیر می کنی
هوش مصنوعی: اگر صد هزار سال هم از زلف او دور نشوی و در پی او بدوی، هرگز از دست او رهایی نخواهی یافت.
جز یک لحد مقام «نظیری » به جم نماند
بی حاجت این خرابه چه تعمیر می کنی
هوش مصنوعی: مکانی جز قبر من برای "نظیری" در این دنیا باقی نمانده است. پس چرا بر این ویرانه که هیچ نیازی به تعمیر ندارد، کار میکنی؟