برگردان به زبان ساده
زان عنبرین کلاله که بر سر نهاده ای
منت به تاج بر سر قیصر نهاده ای
هوش مصنوعی: از عطر و زیبایی کلاهی که بر سرت گذاشتهای، نشان میدهد که تو چقدر باﺯاﺣ و باارزش هستی، انگار که تاجی بر سر قیصر گذاشتهای.
بر چهره زلف و خال بود خوش نما ولیک
خط بر عذار از همه خوشتر نهاده ای
هوش مصنوعی: بر چهره و زلف و خال زیبایی وجود دارد، اما خطی که بر صورت نقش بسته، از همه این زیباییها دلرباتر است.
آغوش جانم از بر و مویت معطر است
گل در شکنج زلف معنبر نهاده ای
هوش مصنوعی: آغوش من پر از بوی خوش موهای توست و تو مانند گلی در پیچ و تاب زلفت جلوهگری میکنی.
حسن تو زیور تو بس است اینقدر چرا
بر گوش و سینه زحمت زیور نهاده ای
هوش مصنوعی: زیبایی تو به خودی خود کافی است، چرا باید به زحمت ساعت و زیورآلات دیگری بر بدنت بیفزایی؟
ترتیب ساز جشن ملوکانه کرده ای
اسباب بزم و رزم برابر نهاده ای
هوش مصنوعی: جشن بزرگ را به خوبی ترتیب دادهای و وسایل لازم برای جشن و میدان نبرد را به طور مساوی آماده کردهای.
مینا به کف ز ساعد سیمین گرفته ای
خنجر به پیش از می احمر نهاده ای
هوش مصنوعی: مینا در دست تو، با بازوی نقرهایات، خنجر را به جلو از می سرخ گذاشتهای.
از کبر بر مراد دل کس نبوده ای
تهمت به بخت و جرم بر اختر نهاده ای
هوش مصنوعی: به دلیل خودخواهی و تکبر، هیچکس در دلش به تو ارادت نداشته و به همین دلیل، مشکلاتت را به شانس و تقدیر نسبت دادهای.
خط عاشق لبان پر از انگبین تست
در راه مور دام ز شکر نهاده ای
هوش مصنوعی: لبان تو پر از شیرینی همچون انگبین است و من به خاطر عشق تو در راهی سخت و پر از مشکلات قرار گرفتهام.
آب حیات می چکد از لفظ چون درت
لب بر زلال خضر و سکندر نهاده ای
هوش مصنوعی: برای تو که به زیبایی سخن میگویی، کلامت به مانند آب حیات جاری است و وقتی لب بر منابع زلال و پربار گذاشتهای، تازگی و زندگی را به کلامت بخشیدهای.
اوراق نظم و نثر «نظیری » بگو بسنج
بحری به کف سفینه گوهر نهاده ای
هوش مصنوعی: نگاهی به آثار نظم و نثر «نظیری» بینداز و بدان که تو هم همچون کسی هستی که در کشتیای، گوهرهایی گرانبها را در اختیار دارد.