برگردان به زبان ساده
گر حسن جمال تو طلبکار نبودی
در خانقه و بتکده دیار نبودی
هوش مصنوعی: اگر زیبایی و جذابیت تو در انتظار کسی نبود، دیگر نه در خانقاه خبری از عبادت بود و نه در بتکده اثری از عشق و دل باختگی.
گر نرگس مست تو نکردی جدل آغاز
تا گردش او بودی هشیار نبودی
هوش مصنوعی: اگر نرگس زیبای تو موجب آغاز جدل نمیشد، تا وقتی که گردش او ادامه داشت، تو هم بیدار نمیشدی.
بی پرده توانستی اگر روی نمودن
در کعبه حجاب در و دیوار نبودی
هوش مصنوعی: اگر بتوانی بدون هیچ حجاب و پردهای، چهرهات را نشان دهی، در آن صورت در خانه کعبه نیز هیچ مانع و دیواری وجود نخواهد داشت.
نازت ننهادی به دل این بار امانت
گر حسن تو از عشق گرانبار نبودی
هوش مصنوعی: اگر زیبایی تو نتیجه عشق سنگینی نمیداشت، این دل نمیتوانست تحمل ناز و دلربایی تو را داشته باشد.
میزان تو در دست غرورست وگرنه
حسن تو به این قیمت و مقدار نبودی
هوش مصنوعی: ارزش تو به خاطر غرور است وگرنه زیباییات به این اندازه و قیمت نمیارزد.
گر غیرت تو پرده پندار بهشتی
یک دل شده محروم ز دیدار نبودی
هوش مصنوعی: اگر تو غیرت داشته باشی و پردههای خیالی جنت را کنار بزنی، دیگر دلی از دیدار محروم نخواهد بود.
افسوس که خوی تو چو روی تو نکو نیست
ورنه همه بودی گل و یک خار نبودی
هوش مصنوعی: متأسفانه، خوی و کردار تو به زیبایی ظاهرت نیست. اگر چنین بود، تو تماماً گل بودی و هیچ خاری در تو وجود نداشت.
ای کاش نیامیختی این رنگ محبت
تا این همه نیرنگ تو در کار نبودی
هوش مصنوعی: ای کاش که عشق و محبت واقعی را با نقشهها و حیلههای خود混 نکنیم، تا اینکه دیگر نیازی به پنهانکاری و نیرنگ نباشد.
آسان ز عتاب تو توانست رهیدن
گر جان به کمند تو گرفتار نبودی
هوش مصنوعی: اگر گرفتار دام تو نمیشدم، رهایی از خشم تو برایم آسان بود.
آن تاب و توان رفت که بر یاد رخ تو
دشوار شدی کارم و دشوار نبودی
هوش مصنوعی: زمانی که زیبایی تو در یادم بود، قدرت و تواناییام در کارها کمتر شد و حالا کارم دشوار شده است، در حالی که وقتی تو در ذهنت بودی، اینگونه نبوده است.
می رست ازین حلقه زنار «نظیری »
گر معنی تسلیم به زنار نبودی
هوش مصنوعی: اگر تسلیم بند و محدودیتهای ظاهری نمیشدم، مانند «نظیری» از این حلقه رهایی مییافتم و آزاد میشدم.