برگردان به زبان ساده
در شهر و کو هنگامهها بهر تماشا کردهای
تا خلق را غافل کنی صد فتنه برپا کردهای
هوش مصنوعی: در شهر و محله، تماشای شلوغیها و هیاهوها کردهای تا مردم را غافل و بیخبر نگهداری و صد نوع آشفتگی و فتنه به راه انداختهای.
وسواسیان عقل را در قید شرع افکندهای
سوداییان عشق را سرگرم سودا کردهای
هوش مصنوعی: افرادی که بیش از حد وسواس دارند، عقل خود را به مقررات مذهبی محدود کردهاند و در عوض، عاشقان و افرادی که از عشق سرشارند، به آرزوها و خیالپردازیها مشغول شدهاند.
روز قیامت هم عجب گر کام مشتاقان دهی
تو کز فریب وعدهای دلها شکیبا کردهای
هوش مصنوعی: در روز قیامت، اگر تو به آرزومندان چیزی بدهی، واقعاً جای تعجب دارد، زیرا با فریب دادن آنها به وعدههای دروغین، قلبهایشان را آرام کردهای.
زلفی پر از خاص و خدم رویی گرفتارش حشم
عرض تجمل دیدهای آهنگ غوغا کردهای
هوش مصنوعی: موهایی پر از زیبایی و جذابیت، و چهرهای که برای خود جلال و شکوهی دارد، در حالی که اطرافش شلوغی و همهمهای برپاکرده است.
در خلوت و عزلت ز تو غایب نمیگردد کسی
صد عابد مستور را در شهر رسوا کردهای
هوش مصنوعی: هیچ کس در تنهایی و دوری از تو غایب نمیشود؛ حتی صد عابدی که در خفا و دور از چشم هستند، تو آنها را در شهر رسوا کردهای.
نی یار و محرم را گذر نی صبر و راحت را مقر
آخر درین ویرانه دل تنها چسان جا کردهای
هوش مصنوعی: دوست و همراز من در اینجا نیست، صبر و آسایش هم در اینجا جایگاهی ندارد. در این خرابه دل، تو چگونه میتوانی تنها زندگی کنی؟
ترسم که در روز جزا گیرند خلقی دامنت
با دیگران باری مکن جوری که با ما کردهای
هوش مصنوعی: میترسم در روز قیامت، مردم به تو خرده بگیرند و به خاطر رفتارهایت تو را سرزنش کنند. پس لطفاً طوری رفتار نکن که با ما کردید.
این عشق کآغاز از تو شد آخر سرانجامی بده
تحریک شوقی دادهای کاری تقاضا کردهای
هوش مصنوعی: عشق میگوید که تو آغازگر این احساس بودهای، حالا لطفاً به آن پایان بده. تو باعث شدهای که شوق و هیجان در من به وجود بیاید، اما حالا از تو خواستهای برای کاری.
هر عشوه میخواهی بده پیش «نظیری» نسیه نیست
امروز نقدی در نظر گر وعده فردا کردهای
هوش مصنوعی: هر گونه ناز و عشوهای که میخواهی به نمایش بگذار، اما بدان که در حال حاضر هیچ چیزی به صورت نسیه نیست؛ همه چیز در حال حاضر نقد و واقعی است. اگر وعدهای برای فردا دادهای، آن را فراموش کن.