برگردان به زبان ساده
غم به سزا دادهای دل به نوا کردهای
از تو پذیرفتهام هرچه عطا کردهای
هوش مصنوعی: وضعیت دل را به خاطر غم سزاوار میدانم، و با نغمههایم این احساس را بیان کردهام. از تو هر آنچه را که عطا کردهای، پذیرفتهام.
جز گل و برگ رضا حاصل تسلیم نیست
بیخ ستم کندهای قطع جفا کردهای
هوش مصنوعی: جز گل و برگ راضی، چیزی از تسلیم به دست نمیآید. اگر ظلم و ستم را از ریشه قطع کنی، آزار را هم از بین بردهای.
نوبت شادی زدیم بندگی از ما نرفت
شهره به داغ توایم گرچه رها کردهای
هوش مصنوعی: ما در زمانی که به شادی پرداختهایم، از بندگی دست نکشیدیم. هرچند که تو ما را رها کردهای، اما هنوز در دل دردی به نام تو معروف و شناخته شدهایم.
جفت بلا چون شدیم گرنه به روز الست
ما که بلی گفتهایم فهم بلا کردهای
هوش مصنوعی: ما زمانی که جفت مصیبت و سختی شدهایم، در واقع به یاد روز الست و روز «بله» گفتن خود میافتیم، اما تو به درستی معنای سختیها را درک نکردهای.
هرکه تو ردش کنی مفت نگیرد کسی
هم تو به هیچم بخر چون تو بها کردهای
هوش مصنوعی: هرکس را که تو از خود دور کنی، هیچ کس بیدلیل ارزش او را نخواهد دانست. چون تو خود را به کسی نمیفروشی، پس بر کسی هم ارزش قائل نخواهی شد.
عشق تو مستی به خلق بی می و ساغر دهد
بر در میخانهام از چه گدا کردهای
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که بدون نیاز به شراب و جام، مردم را در مستی قرار دهم. حالا نمیدانم چرا درهای میخانهام را به روی گداها بستهای.
هرکه جمال تو دید دولت جاوید یافت
سایه زلف سیه پر هما کردهای
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی تو را ببیند، به خوشبختی ابدی دست مییابد، و تو با زیبایی زلفهای تاریکت بر او سایه افکندهای.
ما ز قصور ادب غرق گنه گشتهایم
تو ز علوی حیا ستر خطا کردهای
هوش مصنوعی: ما به خاطر کمتوجهی به آداب و احترام، در گناهان غرق شدهایم، اما تو به خاطر حیا و نجابت خانوادگیات خطا را پنهان کردهای.
غایب و حاضر به ما در همهجا بودهای
پشت به تو کردهایم روی به ما کردهای
هوش مصنوعی: تو در همهجا بر ما حاضر و ناظر بودهای، اما ما به تو پشت کردهایم و به سوی خودمان رو کردهایم.
گریه شب رو کند شحنگی دل چرا؟
مردمک دیده را لعل قبا کردهای
هوش مصنوعی: چرا دل شاداب و پرنشاط شب را به گریه میاندازی؟ آیا با زیبایی چشمانت، دلهای دیگر را تحت تأثیر قرار دادهای؟
قطع مودت نمای یار «نظیری» مباش
سایه گر از آفتاب هیچ جدا کردهای
هوش مصنوعی: ای نظیری، مبادا که دوستی را قطع کنی، چرا که اگر سایهات را نیز از خورشید جدا کنی، دیگر سودی نخواهد داشت.